متن سوال آقای مهندس کیافر نماینده وقت میانه در سال 1382 از وزیر صنایع - سعيد صادقيان
منبع : سایت کتابخانه،موزه و مرکز اسناد مجلس

متن شماره 274: متن سوال آقای مهندس کیافر نماینده وقت میانه در سال 1382 از وزیر صنایعبازدید کننده : 810 نفر

رئیس جلسه:مهدی كروبی تاریخ:۲۱/10/1382 جلسه391: دوره : 6

 محمد كيافر ـ بسم‌الله الرحمن‌ الرحيم‌ از حضور جناب‌ آقاي‌ مهندس‌ جهانگيري‌ وزير محترم‌ صنايع‌ و معادن‌ سپاسگزارم‌. علاقه‌مند نبودم‌ اين‌ سؤال‌ به‌ صحن‌ مجلس‌ كشيده‌ بشود و باتوجه‌ به‌ اينكه‌ بيش‌ از يكسال‌ است‌ كه‌ اين‌ سؤال‌ در كميسيون‌ صنايع‌ و معادن‌ مورد بررسي‌ قرار گرفت‌ و علي‌رغم‌ اينكه‌ زواياي‌ مختلف‌ پرونده‌ موضوع‌ سؤال‌ را از وزارت‌ صنايع‌ سؤال‌ كردم‌ ولي‌ متأسفانه‌ تابحال‌ جواب‌ قانع‌كننده‌اي‌ در ارتباط‌ با موارد و مسايلي‌ كه‌ كلاً در لابه‌لاي‌ مراحل‌ موضوع‌ سؤال‌ وجود داشته‌ نشنيده‌ام‌، ناگزير شدم‌ سؤال‌ را مجدداً در صحن‌ علني‌ و در خدمت‌ و حضور همكاران‌ عزيز مطرح‌ كنم‌. بيش‌ از (11) سال‌ است‌، طرحي‌ تحت‌ عنوان‌ احداث‌ يا ايجاد كارخانه‌ پيچ‌ و مهره‌ در شهرستان‌ ميانه‌ توسط‌ شركتي‌ بنام‌ «شركت‌ سعادت‌ اراك‌» موافقت‌ اصولي‌ آن‌ از وزارت‌ صنايع‌ سنگين‌ وقت‌ آذربايجان‌ شرقي‌ اخذ و بعد از يكي‌، دو سال‌ با پروفرما يا LC كه‌ كلاً آن‌ زمان‌ براي‌ خريد تجهيزات‌ و ماشين‌آلات‌ اين‌ طرح‌ ارائه‌ مي‌شود، حدود (10/3) ميليون‌ مارك‌ گشايش‌ اعتبار و بنام‌ اين‌ طرح‌ تخصيص‌ داده‌ مي‌شود. علي‌رغم‌ گذشت‌ بيش‌ از (8) سال‌ از تاريخ‌ گشايش‌ اعتبار و خريد تجهيزات‌ و ماشين‌آلات‌ اين‌ طرح‌ و رسيدن‌ ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌ به‌ گمرك‌ و ترخيص‌ آن‌ از گمرك‌، تابحال‌ هيچگونه‌ اقدامي‌ درجهت‌ احداث‌ و ايجاد اين‌ كارخانه‌ انجام‌ نپذيرفته‌. طي‌ (7)، (8) سال‌ گذشته‌ پرونده‌اي‌ كه‌ اين‌ طرح‌ دارد در مقاطع‌ مختلف‌ زماني‌ اين‌ طرح‌ را آماده‌ بهره‌برداري‌ اعلام‌ كردند. (14) هكتار زمين‌ از اراضي‌ شهرك‌ صنعتي‌ ميانه‌ براي‌ اين‌ طرح‌ تخصيص‌ داده‌ شده‌ است‌. بنام‌ اين‌ طرح‌ ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌ مختلفي‌ غير از همين‌ تجهيزاتي‌ كه‌ در چارچوب‌ خريد اين‌ تجهيزات‌ تهيه‌ شده‌، از جمله‌ چند دستگاه‌ موتورژنراتور با توان‌ و قدرت‌ بالا و حتي‌ مواد اوليه‌ براي‌ راه‌اندازي‌ اين‌ طرح‌ تهيه‌ شده‌. بعد از مدتي‌ (70) درصد از سهم‌ اين‌ طرح‌ را به‌ شركت‌ «تِكادو» واگذار كرده‌اند يا فروخته‌اند و بعد از مدتي‌ شركت‌ تكادو نتوانسته‌ اين‌ طرح‌ را كلاً راه‌اندازي‌ كند و بحث‌ بردن‌ طرح‌ از ميانه‌ (آذربايجان‌ شرقي‌) به‌ محدوده‌ استان‌ اصفهان‌ يا چهارمحال‌ كه‌ مورد مخالفت‌ وزير محترم‌ صنايع‌ وقت‌ قرار مي‌گيرد و همينطور باتوجه‌ به‌ اينكه‌ گشايش‌ اعتبار و تأمين‌ ارز اين‌ از سهميه‌ استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ بوده‌ است‌، مجدداً قرار مي‌شود كه‌ برگردانند و در همان‌ منطقه‌ ميانه‌ كه‌ طرح‌ اوليه‌ موافقت‌ اصولي‌ براي‌ آنجا اخذ شده‌، احداث‌ كنند و اين‌ مسايل‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ مجدداً (70) درصد سهم‌ واگذار شده‌ به‌ شركت‌ تكادو با قيمت‌ بالاتر به‌ شركت‌ ساپكو واگذار بشود كه‌ هدف‌ اين‌ بوده‌ كه‌ شركت‌ ساپكو توأماً با صاحب‌ اصلي‌ طرح‌ كه‌ (30) درصد سهم‌ بيشتر در اختيارش‌ نبوده‌، دوباره‌ اين‌ طرح‌ را سريعاً ظرف‌ دو، سه‌ ماه‌ آينده‌ راه‌اندازي‌ كنند. متأسفانه‌ (8) سال‌ از تاريخ‌ گشايش‌ اعتبار و تخصيص‌ ارز و رسيدن‌ ماشين‌آلات‌ به‌ گمرك‌ و ترخيص‌ ماشين‌آلات‌، هنوز كوچكترين‌ قدمي‌ براي‌ احداث‌ و راه‌اندازي‌ اين‌ طرح‌ برداشته‌ نشده‌ و بطوريكه‌ كلاً هدف‌ از اين‌ اقداماتي‌ كه‌ واگذاري‌ سهام‌ به‌ شركتهاي‌ مختلف‌ و شركت‌ ساپكو تحت‌ پوشش‌ شركت‌ ايران‌خودرو اين‌ بوده‌ كه‌ اين‌ طرح‌ را در زمان‌ خودش‌ راه‌اندازي‌ كنند. سؤالي‌ كه‌ از وزارت‌ محترم‌ صنايع‌ جناب‌ آقاي‌ مهندس‌ جهانگيري‌ داشتم‌، بالاخره‌ اين‌ همه‌ سالي‌ كه‌ ماشين‌آلات‌ در گمرك‌ و زير بليط‌ بانك‌ عامل‌ (بانك‌ صادرات‌) الان‌ خاك‌ خورده‌ و بهره‌ بانكي‌ و وام‌ بانكي‌ و ما در همان‌ مقطع‌ بيش‌ از ميلياردها دلار بدهي‌ به‌ بانكهاي‌ خارجي‌ از طريق‌ اخذ وام‌ يوزانس‌ داشتيم‌، چه‌ دليلي‌ داشته‌ كه‌ وزارت‌ صنايع‌ وقت‌ و وزارت‌ صنايع‌ و معادن‌ فعلي‌ كلاً نظارت‌ بر مراحل‌ پرونده‌ اين‌ طرح‌ را به‌ آن‌ صورت‌ انجام‌ نداده‌ و به‌ اضافه‌ اينكه‌ چه‌ پاسخي‌ دارد كه‌ در مقابل‌ چنين‌ طرحهايي‌ كه‌ امكاناً و قطعاً صدها پروژه‌ مشابه‌ را در سطح‌ كشور داريم‌، نتوانسته‌ واقعاً يك‌ جواب‌ قانع‌كننده‌اي‌ بدهد؟ تقاضاي‌ من‌ در اين‌ مرحله‌ اين‌ است‌ كه‌ باتوجه‌ به‌ اينكه‌ ابعاد و زواياي‌ مختلف‌ اين‌ پروژه‌، همانطور كه‌ عرض‌ كردم‌ نمونه‌اي‌ از صدها پروژه‌ كشور است‌ كه‌ ما شاهد آن‌ هستيم‌ و چون‌ موضوع‌ سؤال‌ من‌ در ارتباط‌ با اين‌ كارخانه‌هاست‌، در خدمت‌ آقاي‌ مهندس‌ هستيم‌ كه‌ در قسمت‌ دوم‌ عرايضم‌ به‌ يكسري‌ مسايل‌ و مواردي‌ كه‌ لازم‌ مي‌بينم‌ مطرح‌ كنم‌، خدمت‌ عزيزان‌ عرض‌ خواهم‌ كرد، متشكر. رئيس‌ ـ آقاي‌ جهانگيري‌ بفرماييد. اسحاق‌ جهانگيري‌ (وزير صنايع‌ و معادن‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌ الرحيم‌ مطلبي‌ كه‌ جناب‌ آقاي‌ مهندس‌ كيافر مطرح‌ كردند، همانطور كه‌ در صحبتشان‌ هم‌ بود در سال‌ 71 شركتي‌ بنام‌ سعادت‌ اراك‌ كه‌ متعلق‌ به‌ بخش‌ خصوصي‌ است‌ مجوز ايجاد يك‌ واحد صنعتي‌ را از وزارت‌ صنايع‌ سنگين‌ وقت‌ گرفته‌ است‌ كه‌ براساس‌ آن‌ مجوز قرار بوده‌ يك‌ واحد صنعتي‌ در شهرستان‌ ميانه‌ ايجاد كند كه‌ واحد هم‌ توليد پيچ‌ و مهره‌ بوده‌ است‌. در آن‌ مقطع‌ بدليل‌ اينكه‌ در سال‌ 71 دولت‌ براي‌ مسايل‌ ارزي‌ خود با مشكلاتي‌ روبرو شد كه‌ دوستان‌ در جريان‌ هستند، با اينكه‌ طرح‌ تا مرحله‌ گشايش‌ اعتبار پيش‌ رفته‌ بود ولي‌ LC آن‌ لغو شد، يعني‌ متوقف‌ شد تا اينكه‌ شركت‌ خارجي‌ حاضر شد كه‌ درواقع‌ اين‌ LC را با مبالغي‌ كه‌ آن‌ موقع‌ مي‌گرفتند، دوباره‌ منابعي‌ تأمين‌ كرد كه‌ گشايش‌ اعتبار بشود. گشايش‌ اعتبار شد، در سال‌ 74 ماشين‌آلات‌ وارد كشور شد. اتفاقاتي‌ كه‌ در آن‌ مقطع‌ اقتصادي‌ افتاد خيلي‌ از طرحهايي‌ كه‌ بخش‌ خصوصي‌ شروع‌ كرده‌ بود را با مشكل‌ روبرو كرد و مهمترين‌ آن‌ هم‌ اين‌ بود كه‌ يك‌ بند «ج‌» در قانون‌ بودجه‌ سال‌ 75 و سالهاي‌ بعدي‌ آن‌ تصويب‌ شد مبني‌ بر اينكه‌ مابه‌التفاوت‌ نرخ‌ ارز از كسانيكه‌ مي‌خواهند سرمايه‌گذاري‌ صنعتي‌ كنند دريافت‌ كنند. يعني‌ سرمايه‌گذار به‌ اميد اينكه‌ ارز (60) توماني‌ به‌ او پرداخت‌ مي‌شود رفته‌ بود و اين‌ اجازه‌ را گرفته‌ بود كه‌ يك‌ طرح‌ صنعتي‌ را در يك‌ منطقه‌اي‌ از كشور اجراء كند، يكباره‌ دولت‌ و مجلس‌ تصويب‌ كردند كه‌ مابه‌التفاوت‌ (60) تومان‌ تا (175) تومان‌ را از سرمايه‌گذارها بگيرند. خوب‌، خيلي‌ از سرمايه‌گذارها بطور طبيعي‌ چون‌ اين‌ ميزان‌ تغيير نرخ‌ ارز را در محاسبات‌ خودشان‌ نياورده‌ بودند، آمادگي‌ براي‌ اينكه‌ طرحشان‌ را ادامه‌ بدهند نداشتند. يكي‌ از آنها هم‌ همين‌ طرح‌ بود. يعني‌ همين‌ سرمايه‌گذارهاي‌ اين‌ طرح‌ بود كه‌ فكر مي‌كردند مثلاً با دلار (175) تومان‌ نمي‌توانند طرح‌ را اجراء كنند واقعيتي‌ كه‌ وجود دارد و جناب‌ آقاي‌ كيافر و بقيه‌ مسؤولين‌ اقتصادي‌ كشور هم‌ توجه‌ مي‌كنند، بهرحال‌ وقتيكه‌ ما يك‌ تصميمات‌ خلق‌الساعه‌اي‌ در مراكز تصميم‌گيري‌ اتخاذ مي‌كنيم‌، بدون‌ اينكه‌ فكر بكنيم‌ آثار اين‌ تصميم‌گيريهايمان‌ بر بخش‌ خصوصي‌ و بر سرمايه‌گذار چه‌ هست‌، نتيجه‌ طبيعي‌ آن‌ اين‌ خواهد بود كه‌ يك‌ مجموعه‌اي‌ بنام‌ بخش‌ خصوصي‌ دچار آسيب‌ و زيانهاي‌ جدي‌ شده‌، البته‌ بايد از مجلس‌ ششم‌ تشكر كرد كه‌ هنگامي‌ كه‌ مجلس‌ ششم‌ تصميم‌ گرفت‌ سياست‌ تك‌نرخي‌ كردن‌ ارز را اجراء بكند، براي‌ اينكه‌ دوباره‌ آن‌ اتفاق‌ مابه‌التفاوت‌ نرخ‌ ارز در سالهاي‌ گذشته‌ ديگر تكرار نشود، (كه‌ همين‌ تصميم‌گيري‌ اتفاق‌ افتاده‌ بود) مجلس‌ ششم‌ قبول‌ كرد كه‌ به‌ دولت‌ بيش‌ از (4) ميليارد دلار از منابع‌ ارزي‌ كشور پرداخت‌ كند كه‌ درواقع‌ باري‌ بر بخش‌ خصوصي‌ در اثر اين‌ سياست‌ تك‌نرخي‌ كردن‌ ارز اتفاق‌ نيفتد و اين‌ يك‌ تصميم‌ مهم‌ و كليدي‌ بود كه‌ درواقع‌ در اين‌ مجلس‌ اتخاذ شد و آن‌ بند هم‌ براي‌ هميشه‌ در قانون‌ بودجه‌هايي‌ كه‌ در سال‌ 80 در مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ تصويب‌ شد، آن‌ بند حذف‌ شد. باتوجه‌ به‌ اينكه‌ بخش‌ خصوصي‌ دنبال‌ شريك‌ مي‌گشت‌ كه‌ اين‌ كار را انجام‌ بدهد، در مقطعي‌ با وزارت‌ معادن‌ و فلزات‌ وقت‌ صحبت‌ كرده‌ بودند، همينطور كه‌ صحبت‌ بود شركتي‌ بنام‌ شركت‌ تكادو كه‌ بخشي‌ از سهامش‌ متعلق‌ به‌ ذوب‌آهن‌ اصفهان‌ بود، آن‌ شركت‌ در اجراي‌ اين‌ پروژه‌ مشاركت‌ كند. شركت‌ تكادو هم‌ بعد از بررسيهايي‌ كه‌ انجام‌ داده‌ بود علي‌رغم‌ اينكه‌ دستور اداري‌ از طرف‌ وزير وقت‌ معادن‌ و فلزات‌ اين‌ بود كه‌ در اجراي‌ اين‌ كار مشاركت‌ كند، بعد از بررسيهاي‌ اقتصادي‌ كه‌ انجام‌ داد گفت‌ كه‌ طرح‌ را بايد در يك‌ سوله‌هايي‌ كه‌ در شهر خود دارم‌ اجراء كنم‌ وگرنه‌ اگر بخواهم‌ طرح‌ را به‌ ميانه‌ منتقل‌ كنم‌ از نظر اقتصادي‌ مقرون‌ به‌ صرفه‌ نيست‌ و من‌ حاضر نيستم‌ كه‌ اين‌ كار را انجام‌ بدهم‌ كه‌ دولت‌ جديد اتفاق‌ افتاد و درواقع‌ ما كار را شروع‌ كرديم‌. من‌ در حاشيه‌ نامه‌اي‌ كه‌ نمايندگان‌ دوره‌ پنجم‌ به‌ من‌ نوشته‌ بودند، به‌ شركت‌ تكادو نوشتم‌ باتوجه‌ به‌ اينكه‌ الزام‌آور بوده‌ كه‌ اين‌ طرح‌ در منطقه‌ ميانه‌ بايد انجام‌ بشود، شما دو راه‌ بيشتر نداريد؛ يا اينكه‌ طرح‌ را در ميانه‌ اجراء كنيد، يا اينكه‌ نه‌، با همان‌ قيمتي‌ كه‌ خريد كرده‌ايد بفروشيد. بالاخره‌ سرمايه‌گذار متعهد است‌، مي‌رود طرحش‌ را در محلي‌ كه‌ تعهد كرده‌ اجراء مي‌كند كه‌ شركت‌ تكادو كنار رفت‌ و شركت‌ ديگري‌ جايگزين‌ شد كه‌ آنموقع‌ وزارت‌ صنايع‌ مسؤوليت‌ اين‌ كار را داشت‌. جناب‌ آقاي‌ شافعي‌ اصرار داشت‌ كه‌ بهرحال‌ شركتي‌ از شركتهاي‌ وابسته‌ به‌ ايران‌خودرو اين‌ كار را قبول‌ كند و اين‌ كار را انجام‌ بدهد. بهرحال‌ آن‌ شركت‌ هم‌ بعد از بررسيهايي‌ كه‌ انجام‌ داده‌، كار را در منطقه‌ ميانه‌ اقتصادي‌ تشخيص‌ نداده‌ و فكر كرده‌ كه‌ از كار كناره‌گيري‌ كند. البته‌ بين‌ آنها اختلافاتي‌ هم‌ با شركت‌ تكادو در مسايل‌ حقوقي‌ وجود داشته‌ است‌. اينكه‌ طرح‌ طولاني‌ شده‌، بهرحال‌ طرح‌ متعلق‌ به‌ بخش‌ خصوصي‌ است‌، بخشي‌ از نتيجه‌ طولاني‌شدن‌ آن‌ بدليل‌ اين‌ بوده‌ كه‌ بخش‌ خصوصي‌ حتماً قابليتهاي‌ لازم‌ براي‌ اجراي‌ اين‌ كار را نداشته‌، بدليل‌ اينكه‌ يك‌ ارز رانتي‌ و يارانه‌اي‌ در يك‌ مقطعي‌ تقسيم‌ مي‌كردند، هر كس‌ فرصت‌ مي‌كرده‌ مي‌رفته‌ و از آن‌ ارز استفاده‌ مي‌كرده‌، اين‌ بخش‌ خصوصي‌ هم‌ مثل‌ بخشهاي‌ خصوصي‌ ديگري‌ كه‌ ميليونها دلار رفته‌اند ارز (7) تومان‌، (60) تومان‌ و ارزهايي‌ كه‌ با قيمتهاي‌ پايين‌ بوده‌ گرفته‌اند و اينكه‌ بعد دولت‌ و مجلس‌ تصميمهايي‌ گرفته‌ كه‌ نتيجه‌ تصميم‌ اين‌ بوده‌ كه‌ احتمالاً بخش‌ با بخش‌ خصوصي‌ با همان‌ دلار (60) توماني‌ كه‌ گفته‌ بودند مي‌توانسته‌ طرح‌ خود را بموقع‌ انجام‌ بدهد، با يك‌ تصميم‌ ما آنرا منصرف‌ كرده‌ايم‌، آن‌ ديگر تصميماتي‌ بوده‌ كه‌ ما اتخاذ كرده‌ايم‌ و متأسفانه‌ از اين‌ تصميمها بعضاً هنوز هم‌ در سيستم‌ اقتصادي‌ كشور اتخاذ مي‌شود. ولي‌ اينكه‌ بحث‌ آقاي‌ كيافر از موضع‌ مردم‌ ميانه‌ آيا اينكه‌ وزارت‌ صنايع‌ و معادن‌ تعهدي‌ كه‌ براي‌ مردم‌ ميانه‌ داشته‌ كه‌ يك‌ طرح‌ (10) ميليون‌ دلاري‌ اجراء بكند، آيا اين‌ تعهد براي‌ مردم‌ ميانه‌ محقق‌ شده‌ يا نشده‌، من‌ فكر مي‌كنم‌ كه‌ جناب‌ آقاي‌ كيافر حتماً تأييد مي‌كنند كه‌ در طول‌ سالهاي‌ گذشته‌ از سال‌ 71 به‌ اينطرف‌ دهها طرح‌ خوب‌، اقتصادي‌ و صنعتي‌ كه‌ مهمترين‌ آن‌ فولاد آذربايجان‌ است‌ كه‌ طرح‌ بسيار بزرگي‌ است‌، (500) هزار تن‌ در همين‌ دوره‌ (در اواخر دولت‌ آقاي‌ هاشمي‌) كلنگ‌ آن‌ زده‌ شده‌ و شروع‌ آن‌ در دولت‌ آقاي‌ خاتمي‌ بود و در همين‌ دوره‌ به‌ بهره‌برداري‌ رسيد. الان‌ هم‌ خوشبختانه‌ ما طرح‌ توسعه‌ براي‌ فولاد آذربايجان‌ داريم‌، يعني‌ درواقع‌ يكي‌ از قطبهاي‌ فولاد شمال‌ غرب‌ كشور خواهد شد. طرحهاي‌ صنعتي‌ ديگري‌ كه‌ در همين‌ سفر اخير در خدمت‌ خود ايشان‌ در آنجا شروع‌ كرديم‌. طرح‌ توليد گيربكس‌ كه‌ درواقع‌ از طرحهاي‌ خوب‌ صنعتي‌ است‌ كه‌ اجراء شده‌، حجم‌ سرمايه‌گذاري‌ آن‌ خيلي‌ بيش‌ از اين‌ است‌. من‌ فكر مي‌كنم‌ مردم‌ ميانه‌، حالا حداقل‌ بخاطر اين‌ طرح‌ هم‌ كه‌ بوده‌ كه‌ دولت‌ يك‌ قولي‌ داده‌ بوده‌ كه‌ يك‌ طرحي‌ اجراء بشود، از محل‌ اين‌ طرح‌ طرحهاي‌ متعدد ديگري‌ به‌ ميانه‌ برده‌اند و بايد راضي‌ باشند. من‌ هم‌ تشكر مي‌كنم‌. البته‌ نمايندگان‌ ميانه‌ در دوره‌هاي‌ مختلف‌ پيگيري‌ مي‌كردند كه‌ اين‌ كارها در ميانه‌ انجام‌ بگيرد، اين‌ كارها هم‌ انجام‌ گرفته‌، با خود آقاي‌ كيافر ما در همين‌ سفري‌ كه‌ يكي‌، دو ماه‌ قبل‌ داشتيم‌ چندين‌ طرح‌ در ميانه‌ شروع‌ عمليات‌ اجرايي‌ داشت‌، طرح‌ سيمان‌، طرح‌ شهرك‌ بخش‌ صنعتي‌، شهرك‌ صنعتي‌ كه‌ توسط‌ بخش‌ خصوصي‌ شروع‌ مي‌شود و اميدوار هستم‌ كه‌ ان‌شاءالله ميانه‌... چون‌ ميانه‌ روي‌ يك‌ محور توسعه‌ صنعتي‌ قرار دارد، ما محور تهران‌ ـ تبريز يعني‌ درواقع‌ تهران‌، قزوين‌، زنجان‌، ميانه‌ و تبريز يكي‌ از محورهاي‌ اصلي‌ توسعه‌ صنعتي‌ ايران‌ است‌ و حتماً هم‌ ميانه‌ در آينده‌ ان‌شاءالله به‌ يكي‌ از قطبهاي‌ مهم‌ صنعتي‌ كشور تبديل‌ خواهد شد......ادامه دارد



استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
درج مطالب نویسندگان به منزله تأیید آن نیست. 0s