چرا باید نماز بخونیم؟ دلیل عقلی قانع کننده بیار! - مهدی چهرهء
منبع : چرا باید نماز بخونیم؟

متن شماره 4: چرا باید نماز بخونیم؟ دلیل عقلی قانع کننده بیار!بازدید کننده : 1331 نفر

چرا باید نماز بخونیم؟ دلیل عقلی قانع کننده بیار

 نماز و عبادت به درگاه خدا

 

یه دوستی ازم سوال کرد که ما چرا باید نماز بخونیم من خندیدم گفتم خب معلومه واجبه که میخونیم. بعد دیدم خیلی داغون شد گفت این که دلیل نمیشه یک دلیل قانع کننده برام بیار که عقلم قبول کنه. اونوقت گفت جوونای امروز دیگه بدون دلیل قانع نمی شن ، و تا دلیل نباشه حرفی رو نمی پذیرن. خلاصه توپش حسابی پر بود و جواب می خواست ، اونم جوابی که عقلشو قانع کنه. 
خوب من موندم چی بهش بگم ، بگم : برای این باید بخونی که واجبه ، مشکل این بود که می دونست واجبه ، اما می خواست علت واجب شدنش رو بدونه .
یعنی برای اون جوان اینکه خدا دستور داده کافی نبود که به فرمانش عمل کنه ، اون برای عملش دلیل دیگری می خواست اونم یه دلیلی که عقلش اونو بپسنده و قبولش کنه.

کمکم کنید من چه جوابی بهش بگم منتظر جوابمه شما میدونین؟؟؟؟؟



مهدی چهرهء(mitaa )1389/12/12 - 11:35:01
ممنون از مدیریت محترم از ویرایش مطلبم دستتون درد نکنه.


محمدصادق نائبی(msnaebi )1389/12/12 - 11:48:01
خداي لايزال لايتناهي نيازي به عبادت ما ندارد. مائيم كه با ارتباط با خدا به طمأنينه و سكينه مي رسيم چونان كودكي در آغوش مادر!
اگر در يك شهر نمي توان پس از يك هفته رفت و آمد رئيس يك اداره را ديد، بلا واسطه و بلا فاصله هر انساني مي تواند با خدا صحبت كند. سكينه قلبي كه بر انسان مي رسد نشان مي دهد كه خدا نيز با مخلوق خود در ارتباط است.
اگر ما مهمان سفره كسي باشيم و از او تشكر كنيم باري از زحمت ميزبان كم نمي شود ولي نشان مي دهيم كه قدردان لطف اوييم ولي اگر بعد از تحميل زحمت، زبان نجنبانيم و دل برنجانيم، نگاه ميزبان به درك و شعور ما چه خواهد بود؟ وقتي سعدي مي فرمايد: بر هر نفسي شكري واجب است! ما حتي با فرض محال چشم پوشي از تمام نعم الهي، قادر نيستيم به ازاي هر دم و بازدم شكرگزار خدا باشيم ولي كمينه ي انتظار اين است كه روزي در پنج يا سه مرحله شاكرش باشيم حتي اگر با بي حوصلگي و نا داني! باشد. انگار كار يكي را راه بياندازيم و ايشان با عجله و بدون احساس موقع رفتن بگويد: ساغ اول! وار اول! آيا او با كسي كه هيچ نگويد يكيست؟
عبادت نخ ارتباطي ما با خداست و انساني كه هر روز با خدا در ارتباط است معصيتش كمتر از كسي است كه كاملاً از خدا دور است.
نماز تطهير جسمي و روحي است. شرايط طهارت ما مسلمانان به يافته دانشمندان معاصر بهداشتي ترين نوع طهارت است. كسي كه نماز مي خواند مجبور است لباس خود را از نجاسات مبرا كند، هر روز چندين بار با وضو يا غسل طهارت كند. نمازخوان در هرچيزي بي نظم باشد بايد روزي سه بار منظم باشد و وقت شناس باشد. اگر نمازخوان اهل مسجد باشد شكوفائي حس وحدت و همدلي و اجتماعي بودن در وجود او بيشتر متبلور خواهد شد.
حديثي از پيامبر اسلام (ص) ذكر مي كنم كه پيشتر در يكي از مجلدهاي "التهذيب" خوانده بودم كه نقل به مضمون مي كنم و دقيقاً حديث را حفظ نيستم:
"نماز به سان نهر آب زلاليست که انسان خود را در آن پاكيزه مي كند. کسی كه هر روز پنج مرتبه خود را با آب پاک بشويد هرگز بدنش آلوده نگردد. کسی که هر روز روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در این چشمه زلال معنوی بشويد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی نشیند".
جناب چهره! باز كساني مثال نقض خواهند آورد كه چنين نيست چراكه فلاني نماز مي خواند و بيت المال را تاراج مي كند! ولي ما عموماً را تعريف مي كنيم نه خاصاً را. مگر كساني نيستند كه حتي با والدين خود هم ناسازگارند؟ عمق تأثير عبادت در هر انساني بستگي به ميزان ارتباطش با خدا دارد.


مهدی چهرهء(mitaa )1389/12/12 - 11:56:56

dasteton dard nakone kheyli bayane gane konandei bod . ma nasle sevomi ha hese konjkavi darim to in zamone kasi komakemon nemikone mamnonam


میانالی(abcde )1389/12/12 - 12:02:07
ان الصلاه تنها عن الفحشا والمنکر


سینا میانه(sinamiyaneh )1389/12/12 - 12:04:19
سلام جناب آقای چهره متن ذیل الذکر از نشانی
http://www.niksalehi.com/din-andishe/archives/122725.php
در پاسخ به سوال جنابعالی انتخاب گردیده است امیدوارم به حل موضوع کمک نماید:
چرا باید نماز بخوانیم؟

پاسخ: عبادت، وسیله تكامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعی لطف و رحمت و راهنمایی است كه ما را به كمال می رساند; مثلا وقتی پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر می كنند، به خاطر خود فرزند است و سعادت او را می خواهند و این امر از روی محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازی ندارند.
خداوند متعال در قرآن می فرماید: «أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِی; (طه، 14) نماز را بر پادار تا به یاد من باشی.» و یاد خدا مایه اطمینان و آرامش دل هاست: «أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَـئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 28) و در سوره طه آیه 124 می فرماید: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَـمَةِ أَعْمَی; هر كه از یاد من روی بگرداند، در حقیقت، زندگی سختی خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می كنیم.»
نماز، عامل بازدارنده مهمّی در جلوگیری از منكرات و بدكاری هاست: «إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَرِ»(عنكبوت،45)
در حدیثی آمده است كه: «نقش نمازهای پنجگانه برای امت من همانند نهر آب زلالی است كه از مقابل خانه آنان می گذرد، اگر كسی روزانه پنج بار در این نهر شستشو كند، آیا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگی و پلیدی خواهد ماند؟!»[1]
و در حدیثی دیگر امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «هنگامی كه نمازگزار به سمت قبله برای نماز می ایستد، خداوند رحمان و رحیم به او توجه ویژه می كند.»[2]
نماز روزانه انسان اظهار تشكر و سپاس دائمی او از این همه نعمت ها و خوبی هایی است كه خداوند به انسان داده است، و نیز ثناگویی و تمجید انسان از این همه زیبایی و عظمت است كه خداوند متعال دارد. هیچ كس برای تعریف و تمجید از یك گل زیبا كه در طبیعت روییده است به شما اعتراض نمی كند، امّا اگر زیبایی را نبینی، نابینایت می شمرند و اگر ببینی و واكنش نشان ندهی و ستایش نكنی سرزنشت می كنند كه چرا ذوق و احساس نداری و چقدر بددلی!
و البته شیوه ستایش بزرگان و بلكه هر شخص و گروهی ویژه خود آنهاست. سلام دادن یك نظامی به فرمانده خود و سلام یك فرزند به پدر و مادر و سلام یك دوست به دوست خود باید متناسب شأن و مقام آنان باشد. پس ستایش به درگاه خدا و تمجید از كمال و جمال او نیز در صورت نماز جلوه نموده است.
و باز در مضمون بعضی از احادیث آمده است كه: «انسان در حال نماز با خدای خود نجوا و گفتگو می كند و اگر انسان لذت این گفتگو را بچشد هیچگاه از حال نماز خارج نمی شود.»[3]
راستی چقدر لذتبخش است با خدای جهان آفرین به گفتگو و مناجات پرداختن! یعنی روحی به عظمت تمام هستی یافتن و با خدای هستی هم سخن شدن!
از طرفی باید توجه داشت حضرت حق خود در قرآن به نماز اهمیت فراوانی داده است.
توجّه و اهمیت فراوان قرآن و روایات به نماز، از جهت، آثار، بركات و فواید دنیوی و اخروی آن است كه به برخی از آن ها اشاره می شود.
1. نماز یاد خدا است و یاد خدا مایه آرامش دل ها است. (طه، 14 ـ رعد، 28)
2. نماز آدمی را از فحشاء و منكرات باز می دارد. (عنكبوت، 45)
3. نماز به آدمی نیرو می بخشد. (بقره، 45)
4. نماز خودبینی و كبر را در هم می شكند. (بقره، 45)
5. نماز خردكننده شیاطین است. برای همین، شیاطین همواره می خواهند انسان را از نماز دور كنند. (مائده، 91)
6. نماز نشانه ایمان است. (انفال، 3)
7. نماز ستون دین است، هر كس نمازش را ترك كند، دینش را خراب كرده است.[4]
8. ترك نماز موجب داخل شدن در آتش است. (مدثر، 40ـ43)
و ... .
دوست عزیز! لازم است توجه داشته باشید اگر قبلا با برخی از این استدلال ها برخورد داشته اید; نمی تواند دلیل ضعیف بودن آن ها باشد.
نكته دیگر این كه نماز در همه ادیان الهی وجود داشته است و در واقع ارتباط ذره ای ناچیز با آفریننده و مدیر همه جهان هستی است با یك سری الفاظ و حركات مشخص، در وقت هایی معین; در واقع این نماز هر چند به ظاهر تكراری است، ولی مانند بالا رفتن از پلكان نردبانی است كه هر پله آن، درجه و مرحله ای انسان را به خدایش نزدیك تر می كند.
--------------------------------------------------------------------------------

[1]. میزان الحكمة، محمدی ری شهری، ج 5، ص 372، حدیث 10259.

[2]. همان، ص 376، حدیث 10279.

[3]. همان، حدیث 10280.

[4]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 79، ص 202، داراحیاء التراث العربی، بیروت.

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

www.niksalehi.com
تاریخ ارسالOctober 3, 2009 04:41 PM تعداد مشاهده: 4098


سعيد صادقيان(saied16 )1389/12/12 - 13:15:29
در یک تقسیم بندی احکام اسلام را به سه دسته تقسیم کرده اند.
1- منصوص العله: احکامی که علت آن را خود اسلام بیان کرده است.
2- مستنبط العله: احکامی که علت آن بیان نشده ولی انسانها می توانند علت آن را استنباط کنند.
3- احکام تعبدی: احکامی که نه علت آن توسط اسلام بیان شده و نه عقل ناقص انسان قدرت استنباط علت آن را دارد. مثل نماز خواندن


احمدرضا سلیمانپور(nazer )1389/12/12 - 17:57:48
آقای صادقیان از شما بعیده! اینهمه دلایل برای اثبات فلسفه نماز و عبادت آنوقت شما می گویید دلیلش را نمی دانیم و تعبداً باید عبادت کنیم؟ نخیر! آنچه تعبدی می پذیریم مسائلی مانند نحوه وضو گرفتن یا ترتیب وضو گرفتن یا چرا یک رکوع و دو سجود است نه فلسفه اصلی نماز. لطفاً اصلاح کنید.


پدرام نائبی(Hamshahri )1389/12/12 - 18:58:30
به نام خدایی که عبادت وستایش فقط سزاوار اوست
انسان موجودی است نیازمند ،هر نیاز درونی در آدمی یک پاسخ در بیرون دارد برخی از این نیاز ها مادی هستند مانند احساس گرسنگی و نیاز به غذا و یا احساس تشنگی و نیاز به آب ،برخی از نیاز ها هم منشا روحی و روانی و درونی و معنوی دارد ،انسان خود و تمام پدیده های اطراف خود از خالقی می داند که سرچشمه ی تمام خوبی ها و نیکی ها و زیبایی ها است که پاسخ این احساس عبادت ذات کبریایی حق باری تعالی می باشد .پس نتیجه می شود خواندن نماز در جهت کامل شدن انسان و رفع نیاز خود اوست و گرنه خداوند در ذات خود هیچ نقصی نداشته و کامل مطلق است.
در ضمن پاسخ هر لطف و نعمتی تقدیر و تشکر است وقتی که خداوند به انسانها در قرآن کریم این گونه میگوید : کهکشانها را برای تو رام کردم ، آیا نباید به بهترین وجه او را عبادت و ستایش کنیم.
به قول سعدی:
ابر و باد ومه و خورشید و فلک در کارند
تاتو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سر گشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
والسلام علیکم و علی عباد الله الصالحین


رامین داودی : 1389/12/12 - 19:26:40
برای هر سوال نباید قطعاً جوابی داشته باشی چون ممکن نیست فهم ودرک ما کامل باشه بعضی چیزها بدون دلیل مورد قبول باید باشند مگر اینکه جنبه داشته باشین


سعيد صادقيان(saied16 )1389/12/12 - 19:52:57
تعریف عبادت (واجب تعبدی و توصلی)

عبارتست از مجموعه فعل‌ها و ترك‌ فعل‌ها كه با اراده انسان به‌خاطر اراده خدای بزرگ تحقق پیدا می‌كند مانند نماز، روزه، حج، اعتكاف و... بنابراین تعریف، این واجب را تعبدی می‌نامد.
اما چنانچه در حكم واجبی اراده انسان به‌خاطر جلب خشنودی خدای بزرگ نباشد و مقصود از آن در دیدگاه شرع صرف رسیدن به اثر و فایده آن باشد واجب توصلی نامیده می‌شود مانند تطهیر بدن و لباس از نجاست، دادن نفقه زوجه و صله رحم و تعلیم احكام و...
مهمترین عبادت ناشی از حكم وجوب به واجب تعبدی نماز است و حكم وجوب نماز از با اهمیت‌ترین احكام تكلیفی تعبدی فقه اسلام است اما به جهت آن‌كه طهارت به عنوان یك حكم وضعی شرط اساسی بعضی از عبادتها و به‌ویژه نماز است لذا مناسب است ابتدا احكام وضعی طهارت و نجاست و همچنین مطهرات(پاك كننده‌های شرعی) و منجسات (نجس‌كننده‌های شرعی) را بشناسیم سپس بخش نماز را مطالعه كنیم.
منبع:http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=365559
-----------------
گروهی، سؤالهایی درباره فلسفه احكام میكنند به عنوان مثال، میپرسند:

▪ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید برای نماز وضو بگیریم؟ فلسفه این كه در نماز پیشانی خود را بر روی خاك میگذاریم چیست؟ چرا در اسلام استعمال ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن میت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جایز نیست؟ و چرا....

▪ پاسخ: برای این كه پاسخ تمام سؤالهای فوق و نظایر آنها روشن شود، بهتر است كه یك اصل اساسی و قاعده كلی در باره فلسفه احكام بیان شود تا در همه موارد، قانع كننده باشد.

ما وقتی به زندگی روزانه خود مینگریم، میبینیم هنگامی كه بیمار میشویم و به دكتر مراجعه میكنیم، دكتر نسخهای مركب از چند داروی مخصوص، مانند آمپول، كپسول، و قرص برای ما مینویسد و دستور میدهد كه هر روز یكی از این آمپولها را تزریق كنید و هر چهار ساعتیكی از این كپسولها و هر شش ساعتیكی از این قرصها را میل نمایید و اضافه میكند كه از ترشیها و غذاهای سرخ كرده پرهیز كنید و...

ما بدون این كه از خصوصیات داروها سؤالی نماییم به دستورهای او عمل میكنیم، زیرا به علم و دانش و تخصص وی در رشتهطب معتقدیم و میدانیم كه او جز معالجه و بهبود ما منظور دیگریندارد.

همین طور وقتی به یك مهندس ساختمان مراجعه میكنیم و از او میخواهیم كه برای ما ساختمان زیبایی بسازد، او میگوید این نقشه در زمین شما جالب از كار در میآید و لازم است كه لوازم و مصالحی را كه صورت میدهم، تهیه كنید ما چون به تخصص او در رشته ساختمان ایمان داریم و میدانیم كه او نمیخواهد به ما ضرر و زیانی برساند، بنابه دستور او مصالح را طبق صورتی كه به ما داده است، تهیه میكنیم و در اختیار او میگذاریم و هیچ در كار او چون و چرا نمیكنیم.

این دومثال و نظایر آن روشن میكند كه اگر انسان به علم و دانش كسی ایمان داشته باشد و او را در رشته خود متخصص بداند و نیز بداند كه نظر سویی در كار نیست، قطعا دستورات او را در آن رشته بدون اینكه از او توضیحات زیادی بخواهد، مورد عمل قرار میدهد.

اكنون كه این مقدمه روشن شد میگوییم: احكام و مقررات دینی هم نسخههایی است كه پیامبران الهی و پیشوایان دینی از طرف خدا برای بشر آوردهاند تا سعادت و خوشبختی آنان را از هر جهت تامین نمایند.

بدیهی است هنگامی كه ما اعتقاد داشته باشیم كه این احكام از علم بیپایان خدای تبارك و تعالی سرچشمه گرفته و به حكمت و لطف و مهربانی خدا ایمان داشته باشیم و نیز بدانیم كه پیامبران الهی در تبلیغ و رساندن احكام به هیچ وجه گرفتار خطا و لغزش نمیشوند، (به معصوم بودن آنان معتقد باشیم) در این صورت با كمال جدیت و بدون هیچ گونه اضطرابی در عمل به دستورهای دینی میكوشیم و هیچ نیازی نمیبینیم كه از فلسفه احكام و مقرراتی كه قرار داده شده استسؤال نماییم زیرا میدانیم كه خدا علم برآغاز و انجام همه چیز دارد و هرچه مقرر كرده به خیر و صلاح ما بوده است و انبیای الهی، در بیان احكام، اشتباهی نكردهاند.

آری، اگر كسی در وجود خدا یا علم و دانش و حكمت او یا در حقانیت انبیا و معصوم بودن آنان تردید داشته باشد، لازم است قبل از این سؤال در اصل اعتقاد به خدا و صفات كمالیه او و حقانیت پیامبران الهی و صفات ایشان وارد بحثشود.

بنابراین، كسانیكه پایه توحید خود را محكم ساختهاند و طبق دلایل قطعی عقیده دارند كه قانونگذار اسلام یعنی، خداوند متعال، بینیاز مطلق و دارای علم و حكمتبیپایان است، هیچگونه تردیدی نخواهند داشت كه تمام احكام و مقررات و دستورهای اسلامی كه پیامبر اسلام از طرف خدای متعال برای بشر آورده است، دارای مصالح و فوایدی میباشد، زیرا علم و حكمتخدای بزرگ ایجاب میكند كه هیچ فرمانی را بدون رعایت مصالح بندگانش ندهد و چنین افرادی همیشه در صدد پیروی از دستورهای الهی هستند و دانستن و ندانستن جزییات فلسفه احكام در روحیه آنان اثری نخواهد داشت.

البته ما نمیگوییم كسی نباید از فلسفه احكام سؤال كند و یا نباید به دنبال تحقیق و جستجو بر آید، زیرا شكی نیست كه هر كسی این حق را دارد كه با تمام وسایل ممكن برای آگاهی از اسرار احكام و قوانین دینی بكوشد و خوشبختانه امكانات زیادی هم برای این كار موجود است، چنانكه در قسمتی از آیات قرآن مجید و بسیاری از كلمات پیشوایان بزرگ دین ما، توضیحاتی درباره فلسفه احكام وارد شده است و از طرفی یك سلسله قراین عقلی كه با پیشرفت علوم، روز به روز افزایش مییابد، پرده از روی بسیاری از این اسرار برداشته است.

خلاصه، با این كه ما حق این سؤال را داریم و تا اندازهای هم امكانات آن موجود است، ولی هرگز نباید انتظار داشته باشیم كه با معلومات محدود بشری به تمام جزییات اسرار و فلسفه احكام دستیابیم، زیرا این احكام از مبدیی سرچشمه گرفته است كه تمام علومو دانشهای وسیع امروز، در برابر علم او حكم قطره در برابر دریا راهم ندارد و اساسا ناچیزی معلومات ما در برابر مجهولات مطلبی استكه امروزه دانشمندان بزرگ دنیا با صراحت كامل به آن اعتراف میكنند.

بنابراین، اگر ما تمام كوششهای لازم را برای آگاهی از فلسفه یك حكم به كار بردیم، ولی مطلب قابل توجهی به دست نیاوردیم، هرگز نمیتوانیم آن حكم را نادیده بگیریم و یا بگوییم این حكم هیچ فایده و مصلحتی در بر ندارد، زیرا عدم درك مصلحت غیر از آن است كه مصلحتی نداشته باشد.

حضرت رضا -علیه السلام میفرماید:

انا وجدنا كل ما احل الله تبارك و تعالی ففیه صلاح العباد وبقایهم ولهم الیه الحاجهٔ التی لایستغنون عنها ووجدنا المحرم من الاشیاء لاحاجهٔ للعباد الیه ووجدنا مفسدا داعیا الی الفناء والهلاك

همانا ، چنین یافتیم كه هر آنچه را كه خدای تبارك و تعالی حلال فرموده صلاح و بقای بندگان در آن بوده است و به آن احتیاج دارند و بینیاز از آن نیستند و در آنچه حرام نموده است نیازی برای بندگان به آن نیافتیم بلكه مایه فسادی است كه ایشان را به سوی نابودی و هلاكتسوق میدهد.

و بر همین اساس، دانشمندان میگویند: احكام شرع تابع مصالح و مفاسد است یعنی، هیچ چیزی بدون جهتحلال و یا واجب نمیشود این طور نیست كه خدا مثلا شراب را بیهیچ مفسده و ضرری حرام و یا نماز صبح را بیهیچ مصلحت و فایدهای واجب كرده باشد. البته وقتی گفته میشود، فلان كار به مصلحتبشر است، نباید تنها به فواید جسمی و بهداشتی آن توجه داشت، بلكه فواید، روحی، فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی و دیگر فواید آن را نیز ملاحظه كرد كه، همه جزو مصالح بندگان است وچه بسا یك حكم، فایده جسمی برای بشر نداشته باشد، ولی روحیات او را تهذیب نماید به عنوان مثال شاید گذاشتن پیشانی برروی خاك اثر بهداشتی نداشته باشد، ولی این كه روح تواضع و بندگیانسان را در مقابل خداوند پرورش میدهد و كبر و خودبزرگبینی را از وی دور میكند، خود ، بزرگترین فایده و مصلحت محسوب میشود.

و نیز ممكن است فایده یك حكم از نظر فردی معلوم نباشد فرض كنید اسلام میگوید: استعمال ظروف طلا و نقره حرام است شاید به ظاهر این حكم، مصلحت فردی نداشته باشد، ولی عمومی شدن این كار موجب میشود كه قسمت مهمی از ثروت مملكت در خانهها متمركز شود و در نتیجه، زیانهای اقتصادی زیادی برای جامعه و ملتبه بار آورد همچنین اگر عدهای غذا نداشته باشند، در مقابل، دسته دیگر در ظروف طلا غذا بخورند، اختلاف طبقاتی فاحشی پیش میآید و چه بسا مشكلاتی به وجود میآورد كه ممكن است گاهی اجتماعی را به خاك و خون بكشد و اتفاقا همین اختلاف طبقاتی و رفع خصومتهای بین طبقات، یكی از فواید و فلسفههایی است كه اسلام در قانون وجوب زكوت در نظر گرفته است.

امام هشتم -علیه السلام میفرماید:

و علهٔ الزكوهٔ من اجل قوت الفقراء وتحصین اموال الاغنیاء و امام ششم -علیه السلام می فرماید:

ان الله عزوجل فرض للفقراء فی مال الاغنیاء ما یسعهم... ولو ان الناس ادوا حقوقهم لكانوا عایشین بخیر

و نیز در حدیث دیگر میفرماید: ولوان الناس ادوا زكوهٔ اموالهم ما بقی مسلم فقیرا محتاجا

خلاصه معنای این چند حدیث این است كه خداوند متعال با مقرر كردن قانون زكات خواسته است، نیازمندیهای فقرا و مستمندان برطرف گردد و اموال اغنیا محفوظ بماند و همه مردم زندگی رضایتبخشی داشتهباشند و اگر مردم زكات و سایر حقوق مالی را میپرداختند، هرگز فقیر و نیازمندی در جامعه مسلمانان پیدا نمیشد و همه با خیر و خوبی زندگی میكردند.

و بطور خلاصه باید گفت: فلسفه اصول احكام و واجبات و محرمات، مثل فلسفه تحریم شراب (كه مضرات جسمی و روحی آن از نظر علم هم ثابتشده است) و وجوب نماز و زكات و وضو (كه یكی از فلسفههای وضو همان نظافت و پاكیزگی است) برای ما روشن است، ولی فلسفه خصوصیات آنها بطور كامل برای ما روشن نیست.

به عنوان مثال،نمیدانیم كه چرا نماز صبح دو ركعت و نماز ظهر وعصر چهار ركعت است و یا چرا هنگام وضو باید دستها را از بالا به پایین بشوییم و یا چرا وقتی گندم به یك حد معلومی رسید، زكات داردو....

ولی یقین داریم كه آنها بدون فایده و مصلحت هم نیستند، زیرا همانطور كه قبلا گفته شد، خدای حكیم هیچ حكمی را بدون حكمت و مصلحت نفرموده است، و كسی كه به علم و حكمتبیپایان خدا ایمان داشته باشد، دانستن فلسفه احكام و ندانستن آن برای او هیچ تاثیر عملی ندارد، بلكه در هر صورت با جدیت كامل در صدد اطاعت و انجام دستورهای الهی بر میآید.

و شاید یك جهت این كه پیشوایان دینی ما زیاد در موضوع فلسفه احكام و جزییات آن وارد نشدهاند، همین باشد كه خواستهاند مقررات اسلامی به عنوان یك سلسله قوانین مقدس الهی پیروی شود و از این راه روح ایمان، خداشناسی، بندگی و اطاعت در افراد تقویت گردد تا در مقابل فرمان خدای دانا و حكیم و مهربان، هیچ چون و چرایی نداشته و كاملا مطیع باشند.

●در خاتمه لازم استبه دو نكته زیر توجه شود:

1) فلسفههایی كه در بعضی از روایات وارد شده، اغلب به عنوان یكی از فلسفهها و فواید حكم ذكر شده استمانند روایت زیر كه:

امروا بدفن المیت لیلا یتاذی به الاحیاء بریحه وبمایدخل علیه من الآفهٔ والفساد فلسفه لزوم دفن میت این است كه مردم از بوی تعفن او اذیت نشوند و نیز موجب امراض و بیماریها نگردد.

این سخن بدان معنا نیست كه تنها فلسفه وجوب دفن میت همین است، بلكه منظور بیان یكی از فلسفههای آن بوده است.

2)در بیان فلسفه احكام فقط به دو اصل میتوان تكیه كرد:

الف) آنچه از قرآن مجید و كلمات پیشوایان دینی به ما رسیده است كه بیشتر آنها را مرحوم شیخ صدوق، یكی از علمای بزرگ شیعه (متوفای 381ه.ق.) در كتابی به نام علل الشرایع جمع آوری كرده و به چاپ نیز رسیده است.

ب) آنچه از نظر علم بطور قطع ثابتشده است، مانند این كه امروزه ثابت گردیده است كه شراب برای جسم و روان انسان ضررهای زیادی دارد یا گوشت مردار، كانون میكرب و منشا بیماریهایی میباشد كه خوردن آن خطرناك است.

این دو اصل باید در فلسفهیابی احكام، همیشه مورد نظر باشد، امامطالبی كه فقط در حد احتمال میباشد، به هیچ وجه نباید در مورد فلسفه احكام، مورد اعتماد قرار گیرد و به عنوان فلسفه احكام ذكر شود، زیرا همانطور كه احكام دینی حقایقی است صددرصد ثابت، باید فلسفههایی هم كه برای آنها بیان میگردد، جنبه قاطعیت و ثبوت داشته باشد.

بنابراین، تیوری و فرضیهای كه اساس محكمی ندارد و ممكن است چند روز بعد، تغییر پیدا كند، نباید در فلسفه احكام مورد اعتماد قرار بگیرد.

● اقسام واجبات

1) واجبات توصلی و تعبدی

قسمتی از واجبات باید به همراه نیت و قصد قربتبه جای آورده شوند مانند نماز و روزه كه به آنها واجبات تعبدی میگویند.

قسمتی دیگر عباداتی هستند كه لازم نیستبه همراه نیت و قصد قربتبه جا آورده شوند، مانند تطهیر بدن و لباس و امر به معروف و غسلمیت.

به عبارت دیگر، در واجبات توصلی انگیزه امر معلوم است، ولیدرواجبات تعبدی غرض و مقصود شارع معلوم نیست، گرچه فلسفه و حكمتی دارد و مكلفین صرفا برای تعبد به امر خداوند انجام میدهند.

2) واجب عینی و كفایی

واجب عینی، واجبی است كه همه مكلفین باید انجام دهند، مانند نمازهای یومیه.

واجب كفایی آن است كه با عمل عدهای از عهدهدیگران ساقط است، مانند تطهیر مسجد، تدفین میت و....

3) واجب تعیینی و تخییری

واجب تعیینی واجبی است كه نمیتوان كار دیگری را جایگزین آن ساخت مثل نمازهای یومیه، برخلاف واجب تخییری كه مكلف میتواند یكی از چند كار را اختیار كند، مانند كفاره روزه كه مكلف مخیر استبین آزاد كردن بنده و شصت روز روزه و اطعام شصت نفر.

4) واجب موسع و واجب مضیق

گاهی واجب، وقت محدودی دارد كه از آن به واجب مضیق تعبیر میشود، مثل نماز آیات برای ماه گرفتگی و گاهی وقت وسیعی دارد كه از آن تعبیر میشود به واجب موسع، مانند نمازهای یومیه.


ستاد اقامه نماز

منبع:http://javanemrooz.com/articles/religion/statements/article-14051.aspx


قاسم رحمت اللهی(gardash )1389/12/12 - 20:30:25
آقای مهدی چهره ی جوان ! ان شاءالله که نوع سئوالتان از نوع تجاهل عارف باشد ! از آن مطلب وعکسهایت از مزار شهدای میانه خوشم آمد خصوصا" که در یکی از آنها سنگ قبری با عکس ونام شهید رحیم یعقوبی دیده می شد انگار دیروز بود که میانه در آتش بمباران دژخیم بعثی سوخت!خدا بر پدر ومادر این شهید که اخیرا "هر دو فوت نموده اند (خانی خالا ومش ممی)رحمت کنداز قدیم الایام انسانهای مهربان وبی آلایش وهمسایگان دلسوزی بودندبیست وچهارسال مثل برق گذشت!
اما چون دقیقا شما را می شناسم خصوصا پدر وعمویتان را ،ا ز من به عنوان یک آشنا وهمشهری این را بپذیر که با این سایت واعضا ی آن وانتقاداتی که ازت میکنن و. . . بی دلیل سر وکله نزنی !همه پذیرا وطالب سخن حق ومتین هستند اما انتظارات الکی وحرفای صدتا یه غاز دراین سایت با این وزن جایی ندارد وکسی مشتری آنها نیست ،در یک جایی هم آقای نایبی (طاهر) وخود مهندس نایبی به جد ویکی دیگر به طنزی ظریف اشکالاتت را گوشزد کردند،که این تداوم قلم زدنت را به فال نیک گرفته وتصور می کنم آنها را قبول کرده اید،واین خوب است برای شروعی جدید .ولی جواب سئوال شما:
سعدی (علیه الرحمه)در گلستانش چنین پاسخ داده:"یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته ، شوریده ای که در آن سفر همراه ما بود نعره ای بر آورد و راه بیابان گرفت و یک نفس آرام نیافت و چون روز شد گفتمش :آن چه حالت بود ؟ گفت : بلبلان را دیدم که به نالش در آمده بودند از درخت و کبکان از کوه و غوکان در آب و بهایم از بیشه .اندیشه کردم که مروت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته .
دوش مرغی به صبح می نالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که تورا
بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیح گوی و من خاموش"
دریافت جواب از متن و ابیات فوق به عهده ی سائل می باشد. باز به قول سعدی خواه از سخنم پند گیر ، خواه ملال! یا علی




میانا : 1389/12/12 - 22:04:41
@آقای چهره:
وقتی خداوند دستوری میدهند وظیفه ما اطاعت کردن است نه توضیح و دلیل خواستن از خدا
دوستتان اگر خدا و اسلام و پیامبر اسلام را قبول" دارد" باید دستورات و توصیه های انان را نیز قبول کند
فرق است بین کلام رسول الله و و دیگران ، برای کلام نبی نیاز به حجت و دلیل نیست زیرا خود ایشان بزرگترین حجت اند
و اگر ایمان به اسلام و پیامبر اسلام "ندارند" که دیگر صحبت از نماز بیهوده است...

@آقای صادقیان:
من نیز با کامنت اول تان موافقم
منافع برخی احکام در قران امده و منافع برخی دیگر را با تامل و تفکر میتوان دریافت، اما منافع دسته ای از احکام نه در قران امده و نه میتوان با تفکر به نتیجه روشنی رسید مثلا اینکه چرا در وضو اول باید صورت را شست بعد دستها را یا اینکه چرا در هر رکعت نماز باید 1 رکوع و 2 سجده بجای اورد
درهر حال تکلیف ما در برابر دستورات الهی چه منافع انها ار بدانیم و چه ندانیم تنها اطاعت محض از پروردگار است

@قاسم رحمت اللهی:
برخورد تان با منتقدبسیار ناپسند است و جای تعجب است چرا عبارات توهین امیز از از نوشته هایتان حذف نمیشود


ق. : 1389/12/12 - 22:24:37
میانالی عزیز! "تنهی (نه تنها!) عن الفحشا و المنکر"
از استاد دکتر عبدالحسین زرین کوب (ره) که چهل وچند سال استاد بی بدیل لسان عرب وعجم بوده ،منقول است که در نوشتن (بسم الله الرحمن الرحیم)هم که آیه ای معروف تر از آن نیست حتما" به قرآن کریم مراجعه کنید چراکه آیه ی قرآن هیچ تغییر سهو ی وعمدی را نمی پذیرد وشوخی نباید گرفت واگر نه این بود ، قرآن هم مثل تورات وانجیل سیصد بار تبدیل وتصریف شده بود!


خسرو کنعانی : 1389/12/12 - 23:58:05
خیلی دوست دارم جواب سوال خوبتو بدم اما دوستان مفصلا بر خی جوابهایی را دادند که به نظر من هیچ کمکی به اون دوستت نخواهد کرد .
این قلبیل سوال ها برای یک مسلمان ناشی از این است که ما و در واقع مدعیان دینداری در جامعه ما نتوانسته اند فلسفه دین را برای جوانان روشن کنند . چرا که اگر فلسفه دین و یکتا پرستی اگر بدرستی تبیین شود این سوالات بدیهی که در هر دین و آیینی وجود دارد و هر کدام از ادیان الهی به نوعی عبادات را برای پیروان خود قرار داده اند به خودی خود جواب داده می شد. اما متاسفانه در دهه های اخیر به خاطر رفتار نادرست نظام و حتی اگر بخواهیم موشکافانه بررسی کنیم ضعف نظام آموزشی ما بخصوص در مقاطع حساس ابتدایی باعث شده که بسیاری از سوالات شرعی و دینی جوانان بدون جواب و حتی برخی از مسایل آموزشهای دینی در این مقاطع حساس باعث فاصله گرفتن جوانان از دین و مسائل دینی شده است.
دکتر شریعتی در کتاب بازگشت به خویشتن در مورد گنجاندن کتب دینی در مقاطع ابندایی مخالفت کرده است که در آن زمان به خاطر این کار شریعتی به عنوان مخالف دین معرفی شد .البته عقیده دکتر با این مخالفت این بود که با گنجاندن مطالب دینی در مقاطع ابتدایی مسائل سنگین فلسفی ودینی را بشکل طوطی وار بدون اینکه از فلسفه واقعی ان چیزی بفهمند در ذهن کودکان می ریزند و این کار باعث می شود که انسان در مقاطع دیگر نیز در فلسفه دین تفکر نکندو این وضعیت باعث می شود که برخی از افراد در بعضی مقاطع سوالاتی از ین قبیل یکنند که اگر جوابی منطقی برای آن پیدا نکنند در نهایت گمراه و از دین و دینداری و مظاهر دین دلزده می شوند همان وضعیتی که امروزه اکثر جوانان ما با ان درگیر هستند. ویک تحقیق معتبر در دانشگاه نشان می دهد که بیشتر دانشجویان بعد از ورود به دانشگاه نماز و مسائل دینی را کمتر مورد توجه قرار می دهند.


سینا میانه(sinamiyaneh )1389/12/13 - 10:30:23
سلام جناب اقای رحمت اللهی
جملات جنابعالی نسبت به و خطاب به اقای چهره صحیح نبوده و لااقل اگر هم صحیح باشه به روش دیگری بیان می نمودید بسیار پسندیده تر بود. برای جنابعالی و جوان میانه ای جناب آقای چهره آرزوی روزهای بزرگی داریم


سمانه عباس زاده(SABBAS )1389/12/14 - 01:41:51
خداوند ايمان را براىپاکسازى انسانها ازشرک واجب کرده است و نماز را براىدورى آنان از تکبر!(نهج البلاغه،کلمات قصار،جمله252)


میانالی : 1389/12/14 - 07:47:10
من هم با نظر آقای صادقیان موافقم.


استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
درج مطالب نویسندگان به منزله تأیید آن نیست. 1s