قافلان نشریه ای به جا مانده از قافله ی زمان - حسام الدین رنجبران
منبع : حسام الدین رنجبران

متن شماره 1: قافلان نشریه ای به جا مانده از قافله ی زمانبازدید کننده : 730 نفر

 

ضرورت اطلاع رسانی در دنیای امروز ضرورتی انکار ناشدنی است ومنابع اطلاع رسانی اعم از تلویزیون ورادیو وسایتهای خبری و مطبوعات در این بین مسولیت مهم و قابل توجهی دارند.مسولیتهایی که عدم تمکین به آنان باعث عدم اعتماد عمومی بدان رسانه ها خواهد بود.

جدا از مطبوعاتی که در سطح کشور تهیه وتوزیع میشود نشریه(هفته نامه)قافلان در شهر ما گوشه ای از این دریای عظیم اطلاع رسانی رابر عهده گرفته و جای بسی امیدواریست که چنین کارهای فرهنگی در شهر ما انجام میگیرد.

ولی زمانی که نگاهی به این نشریه میاندازیم مشکلات عدیده ای اذهان ما را رنجور میسازدو با توجه به اینکه هدف ما از بیان این مشکلات رسیدگی به آنها از سوی مدیران این نشریه می باشد امید است مدیران و همشهریان عزیز به این انتقادات با دیده ی مثبت نظاره کنند.

شماره ی 63 این نشریه در هشتم دی ماه سال جاری به چاپ رسیده و هم اکنون در اختیار اکثر شهروندان عزیز قرار گرفته است ولی با نگاهی به محتوای این شماره ی نشریه به نظر میرسد که مدیران عزیز این هفته نامه کمی از قافله زمان عقب هستند.

1)حادثه ی تلخ و دردناک اسید پاشی تقریبا 3 هفته ی قبل در شهر ما صورت پذیرفت وشوک بسیار عظیمی از این حادثه ی دردناک در میان عموم مردم فراگیر شدکه سایتهای خبری شهرمان وحتی مطبوعات کشوری به بیان ما وقعه ی این ماجرا پرداختند و به گمان نمیرسد که هم اکنون فردی در سطح شهر بی خبر از این حادثه ی تلخ بوده باشد.ولی با این حال این نشریه در شماره ی جدید خود با تیتری با عنوان ((عاملان اسید پاشی میانه در چنگال عدالت))به این موضوع پرداخته است وقتی به سراغ مشروح این خبر میرویم میبینیم که قافلان کوچکترین زحمتی برای انجام یک مصاحبه ی خبری با فرمانده ی انتظامی یا دیگر عوامل نکشیده و همان متنی که در روزنامه های سراسری به چاپ رسیده بود را در معرض دید مردم قرار داده است.ولی آنچه که قافلان میبایستی در این زمینه انجام میداد بررسی علل وقوع چنین حادثه ای بود که تاکنون در این شهر سابقه نداشته است نه بیان مکررات برای مردم.قافلان میبایستی بررسی مینمود که چگونه چنین حادثه ای رخ داده و چه باید کرد تا دوباره شاهد تکرار چنین حوادث دردناکی نباشیم ولی به جای این بررسیها قافلان با چند خط توضیح ساده به سادگی از روی این موضوع عبور کرده چند خطی که به صورت زیر بود((زمانه چه قدر عوض شده باور این خبر هنوز هم برای همه دشوار است.ولی اتفاقیست که افتاده و دختران زیبای شهر من باکینه ی یک انسان(؟!)دیگر سوختند و زجر میکشندو حال چشمان نگران خانواده هادر انتظار عدالت است که ثابت کند بهای صورت زیبای دختران شهر من پانصد هزار تومان نبود.....))ولی ای کاش قافلان این موضوع را هم یادآور میشد که چرا صورت زیبای این دختران سوخت؟آیا در این بین خود این دختران نیز مقصر نبودند؟درست است که بهای چنین روابط نامشروعی سوختن نیست ولی ای کاش قافلان به جای درج خبری که اکثریت مردم از آن آگاه هستند

و بعد از 3هفته کمتر کسی مانده که این ماجرا را نشنیده باشد به چرایی وچگونگی این ماجرا میپرداخت تا سرنوشت این دختران و امثال آنها درس عبرتی میبود برای والدین ونوجوانان وجوانان تا بدانند بهای چنین روابط نامشروعی بهایی است سخت و جبران ناشدنی هم در این دنیا و هم در آخرت.

 2)مطلب دیگری که در این شماره به چاپ رسیده مطلبی است با عنوان((کاظم رجبی با 260 کیلوگرم دوم شد))وقتی به سراغ مشروح خبر میرویم مشاهده میکنیم که عین تیتر در شرح خبر تکرار شده با این حال بهتر نبود به جای این خبر که مردم از طریق رادیو و تلویزیون و بنرهای موجود در سطح شهر از آن آگاهی داشتند مصاحبه ای اختصاصی با این قهرمان ارزنده ی شهرمان انجام میدادیدتا سختی ها و مشقتهایی که کاظم در این راه متحمل شده با خبر میشدیم.

 3)ولی نباید از انصاف بگذریم که برخی از اخبار واقعا تاثیر گذار و با ارزش بودند از جمله خبر ((کوچکترین دیالیزی شهرمان)) (که امیدواریم این کودک عزیز هر چه سریعتر سلامتی خود را باز یافته و به آغوش خانواده اش بازگردد) و یا خبر ((دیدار یوسف کرمی از معلولان ذهنی))( که کاری بسیار زیبا و خداپسندانه بود ) که ما را به آینده ی این نشریه امیدوار کرد.

 4)در پایان امیدواریم که مدیران نشریه با کارشناسی بر روی موضوعات مختلف شهرمان (در حد توان نشریه)بر شعور مخاطبان خود احترام بگذارند درست است که انتشار همین چند صحفه نیز با مشکلات فراوانی مواجه هست امیدواریم که مسولان شهر نیز در این بین شما را تنها نگذارند.

 ومن الله توفیق

 



صادقی. معلم : 1389/10/14 - 08:48:23
دست قافلانی ها را می بوسیم. البته اسید پاشی رو که اشاره کردید خبر نبود بلکه یک تحلیل شخصی است و شما خوب ماجرا را متوجه نشدید. تیتر آن هم به احتمال زیاد به خاطر حساس بودن ماجرا بوده برداشت شخصی من اینه.
شما هم به جای این که مثل خیلی از میانه ای ها بشینید اشکال تراشی بکنید آستین بالابزنید و بنویسید. تهیه و تنظیم یک چنین نشریه ای با این همه حجم مطالب کاری بسیار ارزشمند است. من خودم جزو کسانی بودم که برای سازماندهی ماهنامه دکتر فرمند بیش از 5 جلسه ی کاری گذاشتیم ولی نتیجه نگرفتیم. قافلان با پشتکار خودش 63 شماره پی در پی را منتشر کرده و بد یا خوب ادامه داده و رسیده به این مرحله که در شهر تاثیر گذار شده است. بهتر است همه باهم کمکش باشیم ایرادی هم اگر دارد به حساب عقب ماندگی نگذاریم . یک خسته نباشید جانانه به قافلان


خال اوغلی : 1389/10/14 - 08:53:16
تحویل نگرفتی خال اوغلی!
این تحلیل ماجرا بوده.
ضمنا قاضی نباش. رابطه ی ... دیگه چه صیغه ایه؟ مرد حسابی غیرت هم خوب چیزیه. یه خورده داشته باشی خوبه.


میانجی : 1389/10/14 - 12:02:21
همه می دونیم که بیطرف نیست.
اگر باور نمی کنید مطالب شماره های اخیر قافلان را با مطالب شماره های سالهای قبل آن مقایسه کنید.
با این قیاس ساده می تونید متوجه بشید مدیر مسئول این نشریه به مراد دلش رسیده پس بیطرفانه عمل نمی کند.


سولماز : 1389/10/14 - 14:04:15
بودنش غنیمت است. ضمناً برداشت شما از اصل موضوع اسید پاشی غلط است.


مختاری : 1389/10/14 - 14:56:35
....روابط نامشروعی....

استفاده از این کلمه در این نوشته ایراد دارد. اتهام بدون مدرک و سند هست. اگر می نوشتند روابط خارج از عرف و ... ایراد نداشت.


حسام الدین رنجبران : 1389/10/14 - 21:35:48
با سلام خدمت تمامی عزیزان

آنطور که ما شنیده ایم قضیه از این قرار بوده که فردی به نام سینا با فرد دیگری به نام فاطمه 33رابطه داشته( که حالا نوعه رابطه را مثل اینکه دوستان بهتر میدانند به هر حال الله اعلم)در این بین سینا با این دو دختری که اسید پاشی بر روی آنان صورت گرفته باب دوستی باز کرده و فاطمه پس از اطلاع از این دوستی با توجه به حسادت زنانه دو نفر را اجیر نموده تا دست به این کار کثیف زنند.
حال به نظر شما یک جوان 20ساله با یک خانم33 چه نوع رابطه ای میتوانند داشته باشند.؟(رابطه همکلاسی یا هم دانشگاهی!!!!!!!)
در ضمن عزیزان لطفا بازی با کلمات نفرمایید خارج از عرف راهی برای فراراز این آسیب اجتماعی نیست.

در ضمن در ابتدای متن بنده عرض کردم که لطفا با دیده ی مثبت بر این انتقادات نظاره فرمایید هدف ما از بیان این انتقادات کمک به ارتقای کیفیت این نشریه هست نه حذف آن.


صادق : 1389/10/14 - 22:49:20
آقا حسام الدین حر فای خوبی در مورد قافلان بیان کرده من به نوبه خود از ایشون تقدیر و تشکر میکنم و آرزومندم ، شهرمون و بطور کلی کشورمون بدون مسائل غیر اخلاقی پیشرفت و توسعه پیدا کنه.


اقدم : 1389/10/16 - 08:17:09
آقا حسام که می شناسمت و می شناسیم!
1- وقتی دو نشریه در شهر بود، می توان از آن یکی با ابزار مقایسه نقد کرد. بیرون گود نشستن اشکالی ندارد اما فقط نقد کردن بدون عمل و کمک، شایسته نیست. من عضو قافلان نیستم، هر از گاهی ازباب درد دل چیزی می نویسم، اما قبلاً هم گفته ام: احساس سوختن به تماشا نمی شود/ آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم! در همین میانه چندین نفر مثل من یا در شرف اخذ مجوز نشریه هستند یا در جریان آن، اما دلمان با این اوضاع کاملاً سرد است. در مورد قافلان و قافلانها کسی می باید اظهار نظر کند که دستی در نوشتن و نشریه و مطبوعات داشته باشد.
2- در مورد جریان اسید پاشی: ادبیات شما شایسته افکار دانشجوئی شما نیست!!! "اینطور که شنیده ایم . . . " یعنی چه؟؟؟ عقل می گوید:بدون اطلاعات و مستندات نباید قضاوت کرد. شرع می گوید: اگر شب کسی را در حال انجام گناه دیدی، صبح در او به دیده گناهکار منگر. شاید همان دیشب توبه کرده و خدا توبه اش را پذیرفته است!!! یک نفر یک گناهی کرده، عذلب و عقابش را هم خواهد دید. اما مردم چرا با تهمت ها و غیبت ها و نسبت های غیر عرفی و غیر شرعی گناهی بزرگتر را مرتکب شده و قبح عمل را تکراری و عادی می کنند؟؟؟ شما را بخدا بیائید میانه ( والبته دنیایمان ) را از این اندیشه های ناثواب بزدائیم. اطاعت از عقل و شرع کار بزرگی است، ما کوچک نباشیم...


محسن انصاری - فردیس کرج : 1389/10/16 - 08:19:29
اتفاقا کاملا به جا و به موقع تحلیلی ارائه شده، چون ماجرا داشت فراموش می شد. وقتی نشریه را از روزنامه فروشی در میانه گرفتم شب تا صبح فکرم را مشغول کرده بود. با خودم آوردمش کرج و به دوستانم نشان داددم. این اتفاق در شهرهای بزرگ اگر بیفتد زیاد حساسیت ایجاد نمی کند ولی در شهر کوچکی مثل میانه فاجعه است. به نظر من بیان این جمله که" ... حال چشمان نگران خانواده ها منتظر عدالتی هستند تا ثابت کند بهای سوختن صورت زیبای دختران شهر من پانصد هزارتومان نیست " خطاب به مسئولان قضایی شهری و کشوری است تا به موقع عاملان این عمل غیر انسانی را به سزای اعمالشان برسانند تا خانواده ها احساس امنیت کنند.
بیان این مطلب شهامت میخواد که روزنامه نگاران شهر میانه از آن برخوردارند. پس قافلان بر اساس مصالح این مطلبو تیتر کرده و بهترین زمان هم چاپش کرده که از طرف خودم و خانواده ام از مسئولان این نشریه تشکر می کنم.
با آرزوی موفقیت برای همه آنهایی که تعهد قلم را پاس میدارند.


محمدصادق نائبی(msnaebi )1389/10/16 - 12:29:41
جناب حسام الدین عزیز! من همان ساعت اول نقد شما را خواندم ولی حرف دل خودم را نزدم تا شاید مطلب شما دچار تنش نشود ولی دیدم دیگر همشهریان اعتراض کردند. خیلی آسان است که در منزل بنشینیم و در کادر مستطیلی تلویزیون در بازی بایرن مونیخ با منچستر یونایتد به علی دایی انتقاد کنیم که این چه وضع بازی است؟ کافی است یک بار در داخل کادر مستطیل سبز فوتبال بازی کنیم تا بدانیم گل زدن چقدر سخت است آنهم به منچستر! من که سالها در مطبوعات و سایتها بودیم هر شماره از قافلان که منتشر می شود خدا را شکر می کنم ولی نگران شماره بعدی هستم. با اینهمه هزینه ها، با اینهمه خیانت مدیران و مسئولین و حتی شهروندان در حمایت از لوگوهای غیرمجاز و عدم حمایت از نشریه رسمی میانه، با اینهمه عدم رغبت مردم به مطالعه و از همه مهمتر با اینهمه عدم ظرفیت مردم و حتی مسئولین! در دریافت انتقاد. خاطره ای به شما نقل می کنم: ما خبر فوت مادر جوان ترکمنچایی بر سر زایمان بخاطر رشوه خواهی 80 هزار تومنی یک خانم دکتر را بصورت گسترده در سایت و سطح شهر پخش کردیم. چند روز بعد مدیرفنی سایت میانه دات کام مهندس گرمخورانی با من تماس گرفت و گفت: خانم دکتر ر. و پدرش زنگ زده بود و با بدترین الفاظ و شدیدترین تهدیدها دنبال من بود. گفتم تلفن من را بده گفت: خودش می شناخت و گفت فقط با تو کار دارم و می کشمت! شما عنایت بفرمایید اگر سایت ما در میانه دفتر داشت آیا در خوشبینانه ترین حالت شیشه ها نمی شکست؟ آیا می دانید در همین شماره قبلی، قافلان چقدر مورد تهدید بود؟ آیا می دانید در همین شماره در خبر اسیدپاشی ممکن است برسر ذکر مسئله داشتن رابطه قبلی ممکن است مورد هجمه قرار گیرد؟ در یک شهر کوچک وقتی یک نماینده ظرفیت انتقاد را ندارد چه انتظاری از یک پزشکی هست که منجر به فوت عروس جوانی شده است که هرگز لبخند نوگل خود را نخواهد دید؟ قطعاً اگر فقط 1% مردم میانه در هر شماره این نشریه را خرید می کردند و ادارات و اشخاص تبلیغات و اطلاع رسانی خود را از طریق نشریات دارای مجوز نه لوگوهای غیرمجاز بدانند، خواسته شما برآورده می شود و قافلان صاحب ده خبرنگار و ده عکاس می شود که بجای درج یک خبر از خبرگزاری ها یک خبرنگار را به تبریز می فرستاد برای مصاحبه با کاظم رجبی ولی در شرایط فعلی چنین امکانی وجود ندارد چراکه غالب ادارات و اشخاص ترجیح می دهند تبلیغات خود را در ویژه نامه های غیرمجاز با لوگوی دیگران درج کنند که برای دوام خود حاضرند هزینه های عرفی تبلیغات را به یک سوم و یک چهارم کاهش دهند.


یک دوست : 1389/10/16 - 13:39:17
سپاسگزاریم آقای نایبی و آقای اقدم


حسام الدین رنجبران : 1389/10/16 - 15:58:12
با تشکر از جناب نایبی.


همشهری : 1389/10/18 - 08:51:45
جناب آقای رنجبران
شما ذهن پویا و فعالی دارید و به همه مسائلی که دور و اطرافتان می گذرد دقت و توجه دارید، اما پویایی ذهنتان لزوما نمیتواند به این معنی باشد که حتما در تحلیل و تفسیر مسائل توانایی و قدرت استفهام کافی و وافی را دارید. لذا پیشنهاد میکنم در هر موردی تراوشات ذهنی خود را بدون درنگ و تامل بیرون نریزید و تصور نکنید که نوشته هایتان الزاما قابل توجه و تقدیرند.
البته اگر این وب سایت و دیگر وب های متعلق به شهرستانمان از مدیریت و نظارت مطلوبی برخوردار بودند این گونه حرف های خارج از قائده در مرءآی عام قرار نمی گرفت تا بی جهت وقت اصحاب نظر را هم به خود مصروف نماید.


ایمانی : 1389/10/18 - 18:46:40
آقای نائبی اللرون آغریماسین ، قلمون یازار اولسون ان اوزون اومودلار سیزه ونشریه زه آرزی لیرام یولون ایشیق اولسون قلمونن شهریمیزین محرولاریننان حمایت ائت
ساغول www.aelsahifsasi.mihanblog.com
..............................
صدای میانه: آقای ایمانی! با تشکر از ارسال کامنت، وبلاگ معرفی شده موجود نیست. لطفاً اصلاح کنید.


اقدم : 1389/10/19 - 08:43:12
آقا حسام،
1- سوء برداشتتان ناراحتم کرد. منظور کلمات من اصلاً آنگونه نبود که برداشت کرده اید.از ثبت نظرم کاملاً پشیمان شدم.
2- منظور از عبارت شناختن، کاملاً مثبت بود نه منفی!!! منظورم این بود که شما می دانید که نگاه من مثبت است و من هم می شناسم که شما هم صاحب اندیشه هستید و هم جوانی باسواد و اهل کتاب. اگر قصدم منفی بود، که جمله ام دوطرفه بود و بالطبع خودم را هم شامل می شود!!
3- منظورم از انتقاد کنندگان هم دقیقاً این بود که امثال شما باید انتقاد کنند نه کسانی که حتی یک روزنامه هم نمی خوانند و اطلاعاتشان فقط در حد شنیده هاست!
4- اگر زبان و قلم من آنگونه بوده که موجب رنجشی شده( حتی بواسطه سوء برداشت) خود را مقصر می دانم و تا اطلاع ثانوی خود را ممنوع النوشتن می کنم.
5- هدف و دغدغه نوشتن من ( و امثال من که در چنین فضاهائی قلم می زنند) امید به تاثیرگذاری مثبت وگامی برای تعالی میانه بوده وهست، نه امید به تمتع و تملک و انتفاع در جائی و در چیزی!!! """"کماکان معتقدم : سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد، تندیسی زیبا نخواهد شد"""""درهرحال اگر نوشته هایم چنین برداشتی را برمی انگیزد، ایراد از قلم من است، پس تا اطلاع ثانوی . . . بدرود...


استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
درج مطالب نویسندگان به منزله تأیید آن نیست. 0s