بوزقوش - سعید شیخ الاسلامی
منبع : gaflanti.com

متن شماره 16: بوزقوش بازدید کننده : 791 نفر

بوزقوش میانه :

رنگ بوز در زبان و فرهنگ توركي مظهر نوعي تقدس و بزرگي و قدرت مي باشد  وبه همين دليل مي توان رد پاي آن را در افسانه ها  ، اساطير (بوز  رنگ خاكستري يا سفيد و رنگ خداي روشنايي در اساطير آذربايجان) ، فولكلور و اسامي كوهها و طبيعت يافت از جمله بوز قورد ، بوز آت و بوز قوش و . . .  املاي صحيح آن بوز مي باشد كه به اشتباه در بعضي موارد بز نوشته مي شود ، املاي غلط  كلمه اين شبهه را بوجود مي آورد كه شايد منظور از بز همان حيوان بز باشد، لذا دقيق تريين تلفظ و معني بوزقوش  كه ساكنان محل چه در سراب و چه در ميانه و بستان آباد تلفظ مي نمايند همانا بوزقوش مي باشد كه به معناي  پرنده خاكستري يا عقاب خاكستري و يا پرنده سفيد ( حامي گله در اساطير ) مي باشد .

قارتال یا عقاب که اغلب آن را اجمالا قوش می نامیم خود نماد بلندی روح وبطور کلی معنویت است . عقاب بگفته سنت ژروم نشانه صعود روحانی و نیایش نیز می باشد و شاید به همین دلیل باشد که در بیشتر قله های کوه بوزقوش (اوجاق)زیارتگاههایی بوده است که اکثرا با سنگ چینی و افروختن آتش در زمانهای نه چندان دور محل عبادت وچله نشینی صوفیان بوده  و خانقاههایی نیز بر فراز آن دیده شده است ف که نشان از قداست قله ها دارد بطوریکه هم اکنون نیز بسیاری از کوهنوردان بعد از صعود در قله کوه سنگهایی را بنا به عادت روی هم می چینند و هر کوهنورد سنگی به آن اضافه می کند که در بین تورکهای اوغوز  به آن دیلک داشی یا سنگ آرزو می گویند و این موضوع برمی گردد به زمانهای بسیار قدیم که ترکها عقیده داشتند اگر کسی از پای کوه سنگی را به بالای کوه ببرد هر آرزویی داشته باشد برآورده می شود . چون سنگ را نماد آشتی و سازگاری با نفس خویشتن و نماد وحدت و نیرومندی می دانستند ،در انفعالات آتشفشانی هوا تبدیل به آتش می شود و آتش ذوب شده آب می گردد و سپس تبدیل به سنگ می شود پس سنگ نخستین شکل جامد و ضرباهنگ آفرینش می تواند باشد .

رشته كوه عظيم بوزقوش ، فرزند ساوالان است و عامل پيوند شهرهاي ميانه ، سراب و بستان آباد مي باشد. بوزقوش سرحد مرزی میانه وسراب است بطوریکه خط الراس این رشته کوه مرز شهرستانهای میانه وسراب را تشکیل می دهد ، طول آن 133 كيلومتر است كه نزديك به 50 كيلومتر آن در منطقة ميانه قرار دارد. در عرض متوسط 18 کیلومتر و به مختصات 47/00 طول غربی شروع و تا امتداد 48/00 طول شرقی و در عرض جغرافیایی 37/56 عرض شمالی و 37/56 عرض جنوبی گسترده شده و جهت آن غربی-شرقی می باشد در اين رشته كوه ، دهها قله  سر به فلك كشيده با ارتفاع بيش از 3000 وجود دارد. بلندترين قلة آن بنام ساريمساقلي يا  آغ داغ به ارتفاع3307 متر در ناحية شرقي سراب و شمال میانه قرار دارد ، و ارتفاع آن رفته رفته در غرب كمتر مي شود و دومين قله آن قيسير داغ به ارتفاع 3170 متر در حوزه ميانه و 2450 متر در شيشك داغ مي رسد تمامی قله های مذکور از سمت میانه و سراب قابل صعود می باشند و خط الراس زیبای این رشته کوه در یک برنامه 4 روزه قابل اجراست .

مهمترین و بلندترین قله آن ،  قله آغ داغ از مسیرهاي مختلف صعود مي گردد از جمله  مسير هاي زير  :

1-       مسیر اول از روستاهای بافتان و ابرقان شروع شده و از نقاطی مثل قارقا و قوشچي ،  چیچکلی چوخورو، گورگور به سمت انتهای کوه کشیده می شود

2-    مسیر دوم نیزاز طریق روستای اسوشان و با گذشتن از تاجیار کورپوسو و ایستی سو به پناهگاه کوهنوردان می رسد و از آنجا نیز به سوی بالای کوه کشیده می شود. و تنها مسيري است كه داراي پناهگاه مي باشد .

3-   مسیر سوم از تورکمان چای – ورزقان  که در جنوب بوزقوش قرار دارد شروع می شود. و خود مسيرهاي فرعي زيباي متعددي را شامل مي شود از جمله : خط الراس بيز داغي   و دره زيباي قميشلي و چيچكلي گولو

مسير هاي اول و دوم از جبهه شمالي و از شهرستان سراب و مسير سوم از جبهه جنوبي بوزقوش و شهرستان ميانه ، بخش توركمانچاي و روستاي ورزقان مي باشد . اخيرا چند سالي مي باشد كه همايش كوهنوردي توسط هيئت كوهنوردي شهرستان سراب با حضور كوهنوردان  منطقه شمالغرب كشور از مسير دوم اجرا مي گردد و بدليل فاصله طولاني پاي كوه از سمت ميانه و نبودن جانپناه در  مسير سوم ، كمترتوجهي به اين مسير زيبا شده است .

اهالي شهرستان هاي ميانه و سراب خصوصا روستاييان دامنه بوزقوش و ايلات شاهسون با توجه به اشتراكات فراوان  از مسيرهاي مختلف با پاي پياده كوههاي بوزقوش را در نورديده و مبادلات فرهنگي و تجاري با هم داشتند كه يكي از اين مسيرها از روستاي ورزقان تا اسوشان مي باشد . ييلاق غني بوزقوش و وجود اوباها ( گوسفندسراها) و وچشمه ها ، يخچالهاي فصلي و دايمي  منطقه ، آبشارهاي زيبا و دره هاي صعب العبور هر كوهنوردي را وسوسه كرده و به اين منطقه مي كشاند .

با اين همه زيبايي متاسفانه بدليل قرار گرفتن اين كوهستان زيبا بين كوههاي ساوالان و سهند كمتر توانسته نظر كوهنوردان غير بومي را بخود جلب نمايد و اكثر كوهنوردان خصوصا كوهنوردان غير استاني ترجيح مي دهند بعد از طي مسافت طولاني يكي از قله هاي ساوالان يا سهند را كه مشهورترند صعود نمايند . با اين همه بوزقوش يكي از ميعادگاههاي كوهنوردان شهرستان ميانه ،سراب و و سایر کوهنوردان آذربایجان  مي باشد كه خصوصا در فصلهاي ارديبهشت تا تير ماه كه بهترين ماههاي صعود مي باشد ، رونق بیشتری دارد .

صعود زمستاني به آغداغ خصوصا از مسير شماره 3 (میانه – ورزقان) بدليل برفگير بودن و طولاني بودن مسير علاوه بر سرما ، ارتفاع ، برف سنگين ، طولاني بودن مسيرو نبودن جانپناه یا پناهگاه و . . . ناشناختگي مسير نيز بر درجه دشواري مي افزايد بطوريكه تعداد معدودي از كوهنوردان  اقدام به صعود زمستاني از اين مسير نموده اند. بنظر مي آيد اولين گروه به سرپرستي محمد شيخ الاسلامي از ميانه و با همكاري و مشاركت رضا حسين اعظم ( رييس هيئت كوهنوردي وقت  سراب) در زمستان سال 75 در برف و سرماي شديد( 20الي 30 درجه زير صفر) اين مسير را طي و قله را صعود وبه سراب سرازير شده اند . بعدها از مسيري متفاوت كوهنوردان پيشكسوت چون محمد شاطري و همراهان نيز برنامه هاي كمابيش مشابهي اجرا نموده اند . در سالهاي اخير نيز ( 3 سال اخير) خصوصا در همايشهاي بوزقوش سراب از مسير ميانه همنوردان همزمان با همايش سراب اين قله را صعود كرده اند،از جمله پيشگامان اين صعودهاي زمستاني كه اغلب با كمپينگ شبانه در سرما و برف  و طوفان به همرا بوده : محمد شيخ الاسلامي ، محمد شاطري ، حسين سرچمي ، ميركاظم حسيني ، موسي حيدري ، محمد يعقوبي ، محمد شاهمحمدي ، ابراهيم علي عباسي ، جابر قره داغي ، اسرافيل قر ه داغي ،ناصر نجاري ،علي رحماني ، رضا گنجه اي ،سهند شاطري ، مهرداد مختاري ، احمد شاهمحمدي ، مهدي ميانجي و سعيد شيخ الاسلامي ، محمد اصغری . . . بوده اند .



بهرام بختیاری(bulutbay )1390/3/7 - 12:28:49
سیزی یاشایاسیز بو یازیلارینیز منه چوخ یاردیم ائلیر آنام یوردون دوغرو تانیام
اللروز آغریماسین اوغورلار السون
بو یازینان (گئچی قیران) دای دوغرو دییل؟


دوست : 1390/3/8 - 15:51:45
جناب آقای شیخ السلامی
با تشکر از جنابعالی بخاطر ارایه این مطلب پربار و مفید. موضوع این مطلب مورد تقدیر میباشد و امید است چنین کارهای پر ارزش خود را دنبال کرده و ادامه دهید.
سوالی در این میان برایم مطرح شد که عرض مینمایم.
اکثریت مردم این رشته کوه را نه "بوزقوش- Boz Quş " بلکه " بئوز گئوش-Büz Qüş " مینامند.
البته معنی آنچه که شما گفته اید" بوزقوش" درست است که به معنای پرنده یا عقاب خاکستری است. ولی از این نام چنان بر میآید که توسط اصلاح اسامی که در زمان پهلوی فاسد صورت گرفته است و این رشته کوه را " بزگوش" نامیدند و امروزه ماها جهت فرار از معنی بصری آن ، این کلمه را با گذاشتن " ق" به جای "گ" با نام بوز قوش یعنی پرنده خاکستری مینامیم.
مگر نه اینکه برای تشخیص اصالت اسامی مناطق باید به تلفظ افراد بومی منطقه تکیه و قضاوت کرد.
چرا اهالی منطقه آنرا نه بوز قوش، بلکه بئوزگئوش(Büz Qüş) مینامند؟
حال خواهشمند است در صورت امکان توضیحاتی را در این زمینه ارایه فرمائید( البته میخواستم این کامنت را به زبان خودمان بنویسم ولی جهت استفاده و روشن شدن برای سایر دوستان غیر هم زبان به فارسی نوشتم)
با تشکر



سعید معصومی(azarbayjan )1390/3/11 - 00:58:34
یاشاسن بوتون داغچلاری مخصوصا منیم داییم میر کاظم حسینی


سعید شیخ الاسلامی(gaflanti )1390/3/28 - 14:32:15
البته در این سایت با حضور اقای نایبی و سایر اساتید نوشتن این مطالب سخت است اما به نظر من بعضی کلمات در طول تاریخ توسط اقوام مختلف و به زبانهای مختلف تلفظ و استفاده می شوند
به نظر می رسد کلمه بوزقوش با وارد شدن در زبان فارسی به غلط بزکش تلفظ و معنی شده و در بازگشت به زبان ترکی تحت تاثیر زبان تورکی ( گویش محلی) بصورت بئوزگئوش(Büz Qüş) تلفظ شده همانگونه که می دانید زبان نوشتاری متفاوت از زبان مکتوب می باشد مثلا کلماتی چون : یاخچی و یاخشی - گئنه . یئنه و . . . .


استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
درج مطالب نویسندگان به منزله تأیید آن نیست. 0s