میانه شهری به قدمت تاریخ! ولی عقب مانده از تاریخ!؟ - عبدالعظيم عظيمي
منبع : عظیمی

متن شماره 2: میانه شهری به قدمت تاریخ! ولی عقب مانده از تاریخ!؟بازدید کننده : 1434 نفر

برای اولین بار نام شهر میانه را در کتاب تاریخی کنیز ملکه مصر(کلئوپاترا) دیدم. بر خود بالیدم که در شهری زندگی می کنم که حداقل بیش از 2000 سال قدمت دارد. اما چرا شهری به این قدمت، نسبت به شهرهایی که که چند صد سال از عمرشان نمی گذرد عقب مانده است یا بهتر است بگویم عقب نگهداشته شده است. جواب سوال تا حدودی روشن است و آن اینکه مهمترین علت عقب ماندگی یک ملت چه در بعد منطقه ای و چه در بعد ملی خود مردم هستند. تعجب نکنید به نظر بنده علت عقب ماندگی میانه در درجه اول خود مردم هستند و در درجه دوم عده ای از افراد فرصت طلب و در درجه سوم مسئولین بی انگیزه ای هستند که در شهر مشغول رتق و فتق امورند. اما چرا مردم مقصرند؟ از مسئولین قبلی شهر میانه نقل قول است که مسئول بودن در شهر میانه خیلی آسان است! زیرا در این شهر چه خوب کار کنی و چه بد، کسی نه از تو تشکر می کند و نه تو را مواخذه می کند ولی در شهرهای دیگر اینگونه نیست.مثال بزنم: اخیرا یکی از همشهری های عزیزمان که خیلی انسان متشخص و کاردانی بود را برای فرمانداری یکی از شهرهای آذربایجانشرقی کاندیدا کرده بودند ولی این شخص با این رزومه مورد قبول هیات امنای شهر مذکور قرار نگرفته بود زیرا ایشان در پرونده کاری خود تا آنموقع حتی بخشدار هم نبوده است یعنی در سطح بخشدار و فرماندار انجام وظیفه نکرده است. ببینید مردم شهر در درجه اول و هیات امنای شهر در درجه دوم چقدر در پیشرفت شهر تاثیرگذارند. شاید فردی که گفتم از فرماندار فعلی قویتر می بود ولی اینها ریسک نمی کنند و به فکر آبادانی شهر خود هستند. با این اوصاف بعضی ها شهر میانه را با این شهر ها مقایسه می کنند در حالی که هیات امنای این شهرها با هیات امنای شهر میانه قابل مقایسه نیست. با این وجود بنده بعنوان شهروندی که در میانه زندگی می کنم از تمامی مسئولینی که شبانه روز خدمت می کنند تشکر و قدردانی می کنم از طرف دیگر به همشهریانم این نقطه را متذکر می شوم  در انتخاب های خود در انتخابات دقت کنید منظورم در همه انتخابات از شورای شهر بخصوص گرفته تا نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری است. متاسفانه در کشور ما بجای اینکه احزاب و تشکل ها مورد تشویق واقع شوند و مسئولین در هر چه قدرتمند شدن آنها تلاش کنند مورد بی مهری قرار می گیرند. در تمام دنیا بخصوص در کشورهای پیشرفته بیشتر پیشرفت ها توسط احزاب قوی اتفاق می افتد ولی در کشور ما مردم به کسی رای می دهند که در انتخابات بگوید به هیچ حزب و تشکلی وامدار نیستم. وقتی فردی می گوید به هیچ حزب و گروهی وابسته نیستم یعنی هیچ برنامه ای برای بعد از انتخاب شدن ندارم. اما آنچه در آبادانی یک شهر مهم است این است که ما یک شورای شهر قوی داشته باشیم. بنابراین در انتخاب خود باید نهایت دقت را داشته باشیم. و بنده پیشنهاد می کنم که مردم به لیست ها رای دهند زیرا در اینصورت در داخل شورا بین افراد تنش کمتری وجود خواهد داشت و این به نفع شهر ماست. امید است مسئولین فعلی شهر نوشته های ما را به دل نگیرند و در خدمت رسانی به مردم با فرهنگ و با کلاس میانه از این هم کوشاتر باشند که لیاقت مردم میانه بیش از این است.

عظیمی

25/4/89   



حسین حقگو(titipool )1389/4/27 - 16:54:54
جناب عظیمی ،
بنظرم یک قدری ، خیلی کم البته ، تندروی کرده اید .
کارکرد احزاب در جامعه ی مدنی ، امری مسلم و انکارناپذیر است .
اما کارکرد واقعی احزاب در جامعه ای با زیرساختهای فرهنگی ایران امروز ، بعید می دانم که به نتایجی همچون نسخه ی اروپایی آن بدل گردد .
کما اینکه حکومت جمهوری ، حتی در اروپایی ترین نوع آن در آسیا ، یعنی در هند ، نتوانسته نتایجی را که در اروپا بدست داده ، حاصل کند .
بنابراین نگاه اینچنینی به احزاب ، و کاربرد آنان در ایران ، و نادیده انگاشتن نقاط ضعف عمده ی احزاب در این جوامع ، بسیار خوشبینانه است که این خوشبینی مزمن ، خطرات عمده ای را متوجه آینده و حال کشور می کند .
مردم با فرهنگ و باکلاس میانه ، که شما از آنها نام بردید ، همچون مردم سایر نقاط ایران زمین ، دچار فقر فرهنگی قابل توجهی در بعد سیاسی و اجتماعی هستند که این نیز انکارناپذیر است .
زندگی تاریخی ایرانیان که از دوران صفویه ، حتی در دوران درخشش صفویه ، در جوی از اختناق و قتل و اعدام شکل گرفته ، ایرانیان را به انسانهایی تبدیل کرده که عمدتا در برابر عملکرد دولتمردان ، بی تفاوت بوده و صرفا به غر زدن و پچ پچ کردن پشت سر دولتمردان ، اکتفا کرده و در امورات مملکتی ، دخالت آشکار نمی کنند .
شاید امروز ، خبری از آن تهدیدها و قتل ها و اعدامهای نظامهای سلطنتی نباشد ، اما آنسوی معادله همچنان باقی است .
نسلی که عادت به غرزدن کرده ، این عادت اجتماعی و سیاسی را نسل به نسل و دهان به دهان منتقل کرده و این فرهنگ شفاهی ، امروز بر جای جای این خاک ، لانه کرده است .
پس اگر می بینینم که شهرها ویران است و دسترنج های این ملت ، بر باد می رود و این ملت می بیند و می داند و تنها غر می زند و پچ پچ می کند ، باید بدانیم که گناهی ندارد . او نیاموخته که دفاع از حق ، هزینه دارد . او نیاموخته که در جامعه ی مدنی باید و باید و باید « اعتراض » کرد . او نیاموخته در جامعه ی مدنی ، « چگونه » اعتراض کند . او نیاموخته ....
پس باید دست به دست هم ، برادرانمان را ، پدرانمان را ، مادرانمان را ، خواهرانمان را و حتی خودمان را بیدار کنیم تا شاید لنگان خرک خویش را بتوانیم به سرمنزل مقصود رسانیده و به دروازه های جامعه ی مدنی نزدیک تر شویم .
آن روز خواهیم توانست اندر مزایای احزاب ، دموکراسی ، جهانی سازی و ... گفتگو کنیم .

و اما ای کاش سایت صدای میانه ی عزیز و گرانقدر و دوست داشتنی که حالا من یکی از مشتریان پر و پا قرص آن شده ام ، قبل از اینکه یک متن را در سایت قرار می داد ، آن را مورد حداقل یک بازدید کلی قرار می داد و مثلا این متن را با فونت رسمی سایت در آن قرار می داد .
سایت باید برای اعلام نظرات ، دارای یک فونت و سایز رسمی بوده و برای مطالب اصلی نیز یک فونت و سایز و رنگ اصلی داشته باشد.
ضمنا این موارد برای مطلب و نظرات بهتر است متفاوت باشد .
خواندن این متن ، با این فونت و این سایز ، اندکی دشوار بود .
پاینده باد « صدای میانه »


اسداله طالبي نيا : 1389/4/27 - 17:52:35
دوست وهمكار محترم آقاي عظيمي:
با سلام ازحسن نيت شما نسبت به شهرمان بسيارمتشكرم.


ا.مختاری(meeanaji )1389/4/27 - 23:03:31
آقا صلاح مملکت خویش را خسروان و از مابهتران دانند ما را چه به این کارها جناب حقگو.


ابراهیمی : 1389/4/28 - 01:28:28
با سلام آقای دکتر عظیمی:
سعدی می گوید : نرود میخ آهنی در سنگ !
با تشکر


:: : 1389/4/28 - 12:17:34
کشتید ما را با این میانه‌تان، یه شعری هست به ترکی: هاردا گوردون میانالی یدی قدم قیت دالی
دلیل اینکه میانه عقب مانده حسودی میانه‌ایی هاست می‌بینی چقدر حسودی بنابی‌ها را می‌کنید. مگر بناب جزء آذربایجان نیست. بذارید اونجا هم پیشرفت کنه. باز هم دست احمدی نژاد درد نکنه که بعد از خاتمی و هاشمی که تبریز را روستایی بزرگ نامیده بود، یه کارهایی داره برای آذربایجان انجام می‌ده حالا شما این قدر حسودی نکنین


کبیری : 1389/4/28 - 18:01:15
همکار عزیز آقای عظیمی
باید به عرض برسانم تقصیر عقب ماندگی میانه از دبیران ریاضیات است چون به میانه ای ها از چهار عمل اصلی منها کردن را خوب یاد دادن در نتیجه مردم و مسولین میانه به اضافه کردن را یا بلد نیستند یا نمی دانند. اما در منها کردن استاد مسلم هستیم .


حسین حقگو(titipool )1389/4/28 - 22:11:00
با عرض سلام خدمت جناب آقای ا.مختاری ، من متوجه منظور حضرتعالی نشدم . من هیچ نقش عمده ای در این جامعه ندارم ، اما تا آنجا که توانسته ام اطرافیان ودوستانم را با مبانی جامعه ی مدنی و آزادیخواهی آشنا کرده و سعی کردم آنچه را که می دانم و به آن اعتقاد دارم ، ترویج دهم .
و اما آقای چهار نقطه که در نظر خودشان ، میانه ای ها را حسود نامیده و از پیشرفت بناب دفاع کردند ، لازم است این نکته را بدانند که این عملکرد میانه ای ها را نمی توان حسادت نامید . چندنفری که مقالاتی انتقادی در خصوص وضعیت میانه نوشته و آن را با شهر بناب مقایسه کرده اند ، از نظر من افراد دلسوز میانه و انسانهای آگاهی هستند که از این مقایسه می خواهند به خودآگاهی و بیداری رسیده و عامل تحولی در حیطه ی شهر خودشان بشوند .
کمااینکه شما وقتی خودتان را مثلا در حوزه ی اینترنت با اروپا مقایسه می کنید ، آنوقت مطالباتتان افزایش می یابد و همین مقایسه ها بوده و همین اعتراضات مردمی ناشی از همین مقایسه ها بوده که امروز اینترنت پرسرعت با این امکانات و این تسهیلات و این قیمت در اختیار شماست . و یا دقیقا بیاد دارم که قیمت سیم کارت در ایران با قیمت آن در اروپا و مخصوصا ایرلند مقایسه شده بود . این مقایسه ها سبب شد که سیمکارت های یک میلیون تومانی به صد هزار تومان تقلیل یابد .
پس مقایسه ، نه تنها امر بدی نیست ، بلکه اگر به جای خود و به نحو مناسبی بهره برداری شود ، کاملا مفید است .
در زمان شاه عباس اول ، ایران و اروپا در وضعیتی قرار داشتند که بنا به اذعان همه ی مورخین ، در تعادل قرار داشته و هیچکدام بر دیگری رجحان و برتری نداشتند . اما چه چیزی باعث عقب ماندگی ایرانیان شد ؟ ایرانیان از بررسی مستمر شرایط غرب غافل ماندند . در عوض غربی ها بطور مداوم ما را کنترل کرده و مورد مطالعه قرار داده و نقاط قوت و ضعف ما را شناخته و در بهترین موارد و خوشبینانه ترین موارد ، صرفا از آن درس آموختند و آن را راهنما و توشه ی راه پیشرفت و تعالی خویش ساختند . من اصلا با این نوع مقایسه ها مخالف نیستم . گرچه بایستی حواسمان باشد که از مسیر خارج نشده و این انتقادات جنبه ی عادت و غرزدن پیدا نکند . بلکه جنبه ی کارشناسی داشته باشد.
یک نکته ی دیگری هم هست و آن اینکه تا بحال هر کسی که یک متن انتقادی نوشت ، یک عده ای آمدند و مخالفتهای دلسرد کننده ای کردند که شاید نویسنده را کلا بیخیال ادامه ی نگارش چنین مطالبی کند .
از این خیل عظیم میانه ای ها ، شاید 20 نفر نویسنده ی مستمر این سایت هستند ، می خواهید همین ها را هم پر بدهید ؟
این ها کبوترهای جلد این حرمند . باهاشان خوب برخورد کنید .


ساوالان آذر نيا : 1389/4/28 - 23:49:21
هم استاني عزيز حسودي نمي كنيم ،غبطه مي خوريم.


کبوتر حرم : 1389/4/29 - 07:41:26
پس منظور از این سایت حسودی یا به قول ساوالان قارداش غبطه است؟ راستی کسی ترکی غبطه را می‌دونه؟؟؟؟


کبیری : 1389/4/30 - 01:52:17
لابد شما که کبوترید و به همه جا سرک می کشید باید بدانید اگر بنویسید ما هم یاد می گیریم . شهری که کبوترانی چون تو را دارد نباید هم انتظار آبادانی داشته باشد بابا یکی پیدا شده درد این شهرستان را به گوش مسولین بی درد برساند شما دیگر چرا قافیه می بافید مگر نشنیده اید که فرموده اند به آنچه که گفته می شود توجه کنید نه انکه چه کسی می گوید.


کبوتر شماره 2 حرم : 1389/4/30 - 03:12:46
غبطه، عربی اش هست، اگر شما فارسی اش را بگویید من از لغتنامه ترکی اش را پیدا می کنم.


کبوتر حرم : 1389/4/30 - 08:35:29
ببین مهندس کبیری، یه ذره به نوشته‌های من و جوابیه خودت نگاه کن، ببین اصلاً ارتباطی با هم دارند، همینه که میانه پیشرفت نمی‌کنه؟؟ من یه چیز می‌گم شما یه چیز دیگه برداشت می‌کنین!!!!


حسین حقگو(titipool )1389/4/30 - 12:28:33
خبر دارید که انگلستان ، صد لغت عربی را به فرهنگ لغت انگلیسی اضافه کرده است . خداوند نیز تفاوت زبانها را برای آشنایی بیشتر بین ما قرار داد و مسلما در آخرالزمان ، تنها یک زبان وجود خواهد داشت که بشر بدان تکلم خواهد کرد. واقعا شایسته نیست که در این قرن دعوای ما بر سر این باشد که « غبطه » به فارسی یا ترکی چه می شود ! آیا بنظر شما هیچیک از افرادی که به انگلیسی تکلم می کنند تابحال معترض این شده اند که چرا به « جبر » در انگلیسی « الجبرا» گفته می شود که کلمه ای کاملا عربی است ؟ نه ، آنها از این حدود گذشته اند و فراتر رفته اند . اما ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم و این یعنی فقر فرهنگی .
و اما محض آگاهی جناب آقای کبوتر حرم ، چه از نوع شماره یکش و چه از نوع شماره دو ، مترادف فارسی کلمه ی « غبطه » را بشرح زیر باستحضار می رسانم :
غبطه : رشک نمودن ، آرزو بردن ، بژهان بردن .
ولی باز هم می گویم که من کلا با این تفکیک زبان و این که فارسی را پاس بداریم و ..... مخالفم و آنچه در دنیای مدرن و متجدد می بینیم با این رویه کاملا در تضاد است . ضمن اینکه مراحل رشد بشر نیز نشان داده که زبانها به تدریج نابود شده و تنها زبانی که باقی خواهد ماند ، همانی است که خدا خواهد خواست و زبان مردم آخرالزمان خواهد بود .


المیـرا ناصری(Elmira )1389/4/30 - 17:37:41
باسلام. سئوال مربوط به اين موضوع نيست بلكه مربوط به نويسنده موضوع است. ايشان ابتدا از طرف آقاي نائبي به عنوان عضو شوراي راهبردي انتخاب شده بودند كه هيچوقت همكاري با سايت نداشتند و بعداً خودشان تقاضاي كناره گيري كردند كه ظاهراً بنا به وجود مشكلاتي از ناحيه دانشگاه آزاد يا آموزش و پرورش بوده. الان مي بينيم كه چنين نبوده و همينكه آقاي نائبي رفتند در عرض دو هفته دو مطلب در سايت نوشتند. از ايشان ميخواستم سئوال كنم آيا مشكل حل شد يا مشكلي نبوده و فقط مشكل ايشان آقاي نائبي بوده. اگر چنين بوده چرا در ايام انتخابات به همه ديگر اعضاي هيئت علمي دانشگاه پشت سر آقاي نائبي از مهندس هاشمي حمايت كردند؟ آيا الان به اين نتيجه رسيده اند كه مهندس هاشمي به درد نمي خورد و مهندس نائبي نيمه دوم مهندس هاشمي است؟


ا.مختاری(meeanaji )1389/4/30 - 18:45:45
همشهری محترم
ازاینکه در زمانه ایکه افراد از ترس اینکه مبادا کسی به آنها نگاه چپ بکند از بیان حرف شان حتی شیرین و لطیف و حتی در زیر استتار مستعار (حتی نمی گویم تلخ و گزنده) خودداری می کنند قلم بدست گرفته اید و بدون نگرانی از اتهاماتی مانند کسب شهرت و .... می نویسید، تشکر می کنم.

افرادی که کمترین فعالیت مفید و تجربه در اجتماع ندارند را به شورای شهر و مجلس شورای اسلامی نفرستیم. این طور نباشد که افراد فقط بخاطر داشتن پول برای تبلیغات وارد شورای شهر شوند و کاری هم از دستشان برنیاید.به خودمان و آیندگان رحم کنیم.


ا.مختاری(meeanaji )1389/4/30 - 18:57:56
رشک :حسد و رقابت و حسادت

لغتنامه آنلاین دهخدا
http://www.loghatnaameh.com

رشک بردنی ست و غبطه خوردنی!


حسین حقگو(titipool )1389/4/31 - 13:42:41
معنای غبطه را نیز در اینجا و در همین لغتنامه ی آنلاین دهخدا ببینید .
جناب آقای مختاری ، ایندفعه موضع گیری منفی داشتید که باعث شد که نتوانید بررسی کامل و درستی داشته باشید .
رشک ، بردنی است و غبطه خوردنی ، ولی مترادفند . باور کنید .
http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-a8f3c2de5d59430a907bdfb7fe2bb93e-fa.html

ضمنا در همان لغتنامه ، معنای رشک را ببینید . شما اینقدر در محکوم کردن من ، عجله بخرج دادید که حتی معنای این لغت را به طور کامل نخواندید . در ادامه ی معنای رشک ، به کلمه ی غبطه نیز اشاره شده است .
پیروز و موید باشید .


1 : 1389/4/31 - 17:33:43
1- اما چرا شهری به این قدمت، نسبت به شهرهایی که که چند صد سال از عمرشان نمی گذرد عقب مانده است یا بهتر است بگویم عقب نگهداشته شده است. : آمار و ارقام این مقایسه از کجا بدست آمده و کجایند؟ یا چه شهرهایی از کدام استان ها مقایسه شده اند؟
2- در انتخاب های خود در انتخابات دقت کنید منظورم در همه انتخابات از شورای شهر بخصوص گرفته تا نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری است:
یکیش رو که شما جلودارش بودید رای دادیم. بهتره جوابگوی اعتماد مردم به خودتان باشید.
3- بنده پیشنهاد می کنم که مردم به لیست ها رای دهند زیرا در اینصورت در داخل شورا بین افراد تنش کمتری وجود خواهد داشت و این به نفع شهر ماست:
مردم چندین دوره است که در تهران به لیست رای می دهند و نتیجه اش برای ما می تواند الگو باشد که به لیست رای دهیم یا نه.

4-تعجب نکنید به نظر بنده علت عقب ماندگی میانه در درجه اول خود مردم هستند و در درجه دوم عده ای از افراد فرصت طلب و در درجه سوم مسئولین بی انگیزه ای هستند که در شهر مشغول رتق و فتق امورند:
تعجبم از اینه که توضیح ندادی همه را.
و اما در مورد المیرا ناصری:
1- ايشان ابتدا از طرف آقاي نائبي به عنوان عضو شوراي راهبردي انتخاب شده بودند كه هيچوقت همكاري با سايت نداشتند:
نمی دونستیم شورای راهبردی رو یکی میشینه و انتخاب می کنه.
2- و بعداً خودشان تقاضاي كناره گيري كردند كه ظاهراً بنا به وجود مشكلاتي از ناحيه دانشگاه آزاد يا آموزش و پرورش بوده.:
شما از کجا می دونین که خودشون تقاضا کردن یا نه و مشکل از کجا بوده. نکنه شما هم راهبردی هستین و یا همان نایبی هستین؟
3- الان مي بينيم كه چنين نبوده و همينكه آقاي نائبي رفتند در عرض دو هفته دو مطلب در سايت نوشتند. از ايشان ميخواستم سئوال كنم آيا مشكل حل شد يا مشكلي نبوده و فقط مشكل ايشان آقاي نائبي بوده.:
شما که با نایبی یکی هستین باید جوابتون رو میگرفتین. به نظر شما ایشان حق ندارند چه تصمیمی بگیرن. با نایبی ننوشتن و بی نایبی نوشتن ایرادی داره حاج خانم؟ راستی شما نایبی هستین؟
4- اگر چنين بوده چرا در ايام انتخابات به همه ديگر اعضاي هيئت علمي دانشگاه پشت سر آقاي نائبي از مهندس هاشمي حمايت كردند؟
اولا که همه اعضای هیات علمی دانشگاه از هاشمی حمایت نکردند و حمایت کنندگان تعدادشون به شمارگان انگشتان یک دست هم نمی رسید. دوما که پشت سر نایبی یعنی چه(به لهجه برره)؟ یعنی تو صف بودند؟ یا دستمزدشان باید به نایبی تعلق بگیره؟ یا نایبی هر چه دستور می داد آن ها عمل می کردند؟
5- آيا الان به اين نتيجه رسيده اند كه مهندس هاشمي به درد نمي خورد و مهندس نائبي نيمه دوم مهندس هاشمي است؟ :
هر موقع هاشمی نایبی رو تحویل نمی گیره از این حرفا زیاد می شنویم. نه نایبی با هاشمی خیلی فرق داره و نایبی نیمه دوم هاشمی نیست حتی اپسیلم هاشمی هم نیست. خیلی مونده که بتونه مثل هاشمی مردم رو بدوشه. هاشمی هم اینو خیلی خوب می دونه. حنای نایبی با خیانت به حسینی و چسبیدن به هاشمی برای رسیدن به پول و پله رنگی رویا گون داشت.


حسین حقگو(titipool )1389/5/1 - 13:20:29
گام ، برداشتنی است .
قدم ، زدنی است .
راه ، رفتنی است .
مترادف هم هستند .
پس اینکه رشک بردنی است و غبطه خوردنی ، دلیل بر بطلان ترادف آنها نیست .
رشک که مربا نیست . این خوردن با آن خوردن ، از زمین تا آسمان متفاوت است .


ا.مختاری(meeanaji )1389/5/2 - 20:29:28
آقای حقگو نمی خواستم به این نتیجه برسم که

غبطه = حسد

ولی به این نتیجه رساندید.

غبطه را رشک معنی کرده اند و رشک را هم حسد و چاره ای نمی ماند جز اینکه قبول کنید غبطه همان حسد هست. لااقل یک لغتی یاد گرفتیم. کلمه ای فارسی که بتواند معنی غبطه را برساند وجود ندارد.
حالا خوبه که کلا با این تفکیک زبان و این که فارسی را پاس بداریم و ..... مخالفید.


حسین حقگو(titipool )1389/5/3 - 21:00:50
آقای مختاری ، هر نتیجه ای که می خواهید بگیرید .
اگر کار دست من بود ، زبان امروز ایران ما ، انگلیسی بود .
من به این حرف ها علاقه ای ندارم .
اما واقع بینی و بی طرفی را دوست دارم .
من تهرانی هم نیستم که سنگ زبان فارسی را به سینه بزنم . و دوستانم بهتر از همه در این مورد ، من را می شناسند .
ولی ....
غبطه یعنی رشک .
می خواهید باور کنید ، می خواهید باور نکنید .
اگر یکی از معانی رشک ، به معنای حسد است . معنای دیگرش نیز ، غبطه است .
شما ، لغتنامه ی دهخدا را مدرک قرار دادید .
و من با همان مدرک ، صحت حرف خودم را اثبات کردم .
اما شما ، حالا دیگر مدرک خودتان را هم قبول ندارید .
هر نتیجه ای که می خواهید بگیرید .
خوشحالم که یک لغت جدید یاد گرفتید .
شما فکر کنید که معادل فارسی برای غبطه نداریم .
می توانید جشنی راه بیندازید و بشکن بزنید .


رستمی : 1389/5/21 - 22:45:40
ظاهراً آقای عظیمی اعتقادی به پاسخ دادن به سئوالات ندارند. در همین کامنتها چندین سئوال شده ولی پاسخی نداده اند. پس چطور خود را میکروفونچی هاشمی کرده بودند و هر جا می رفتند به عنوان مجری برنامه سخنرانها را دعوت می کردند؟


علوی : 1389/5/23 - 20:35:06
جناب آقای عظیمی مطلب شما توسط یکی از دوستان برایم رسید، بعد از خواندن و مطالعه آن مواردی به نظرم آمد که جهت اطلاع عرض می کنم.
1- شما به جای ارائه راهکار برای پیشرفت شهر فقط بر طبل یاس و ناامیدی کوفته اید درست است که میانه در حد و اندازه های خود پیشرفت نکرده است اما آنقدر هم نباید نا امید شد. باید تلاش کرد.
2- مسئولینی که شما آنها راباعث و بانی عقب ماندگی میانه تلقی کردید توسط چه کسانی حمایت می شوند، مگر نه این است که توسط آقای هاشمی ( نماینده) حمایت می شوند، بله تعجب نکنید خودتان هم خوب می دانید من چه میگویم، ایشان هیچ وقت نخواستند فرماندار و یا هر مسئول دیگر قوی ، مدیر و پر تلاش باشد برای اینکه به حرف این آقا خوب گوش بده و گوش به فرمان باشد. و در جهت منافع حزبی این آقا حرکت کند حالا به سر این شهر هر چه می خواهد بیاید ، بیاید.( هیچ مسئولی جرات اعتراض ندارد برای اینکه دست پروده خودش است)
3- از حزب و حزب گرائی سخن به میان آوردید یک مقدار درمورد کارکرد های حزب و تحزب گرائی و ریشه های آن بیشترمطالعه کنید ببینید حزب گرائی چه جایگاهی در ساختار نظام سیاسی اسلام قرار دارد.
بقیه را بعدا ارسال میکنم.


مسعود : 1389/5/25 - 10:42:02
اقا يا خانمي كه در تاريخ 31/4/1389 جوابيه اي براي خانم الميرا ناصري نوشتيد خسته نباشيد سپاسگزارم


علوی : 1389/5/25 - 16:15:40
و اما بعد
4- حزب ابزاری قوی برای فعالیتهای اجتمای است و مثل یک چاقوی دودم می ماند که اگر فرد ناصالحی ا زآن استفاده کند خیلی زیانبار بوده و اگر استفاده خوب یشود خیلی مفید خواهد بود لذا خود وجود حزب به تنهایی اصالت ندارد بلکه وسیله است که اگردست نا اهل بیافتد زیانبارتر از عدم وجود آن است. مثل اسلحه ای که دست دزد باشد یا پلیس، آثارآن 180 درجه تفاوت می کند.
5- البته با این مطلب که باید از خدمات صادقانه تقدیر نمود موافقم چون مورد تشویق و گسترش آن می شود. و باید در مقابل سستی و بی خیالی مسئولین ساکت ننشست تا باعث آبادانی شهر شود.


فلان کس : 1389/7/25 - 00:12:23
اقای عظیمی شما چه کاره ی مملکت هستید الکی اینورو اونور میپرید؟


....!!!!!؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! : 1389/11/27 - 00:35:40
آقای عظیمی از هشترود چه خبر.....................!!!


........!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! : 1389/11/28 - 00:25:42
مسئول محترم سایت ..لطفا یا نظرات را نشون نده یا اینکه اگه نشان میدی کامل بزار .... تشکز از زحمات شما


استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
درج مطالب نویسندگان به منزله تأیید آن نیست. 1s