برای مطلب : مگر شهید با شهید فرق می کند؟ - بهروز اسدی
منبع : بهروز اسدی

متن شماره 7: برای مطلب : مگر شهید با شهید فرق می کند؟بازدید کننده : 658 نفر

آقای گلمحمدی تا بحال از خواندن مطلبی در صدای میانه این اندازه متاثر نشده بودم .

 زخمهایی جنگ ترکمنچای و گلستان دوباره تازه شد .

وافسوس از دست رفته ها و آبروی پایمال شده این سرزمین در یورشهای متجاوزین روس

اما دردناک تر از آن شخم زدن زمینی است که آرامگاه شهیدان والا مقام این آب وخاک است .آیا فقر و نداری جامعه ما تا بدانجا است که از خوشه گندمی هم که بر روی این تکه از سرزمین بهشتی ومقدس می روید، نمی توانیم صرفنظر کنیم ؟ آیا آنقدر فقیریم که برای به دست آوردن چند خوشه گندم شخم بر استخوانهای شهدای   مان می اندازیم ؟

 یا اینکه باید بگوییم وای از جهل وای از جهل

امااین که می بینیم فقر اقتصادی نیست .فقر عقل و فرهنگ و ایمان و اعتقاد است . فقر خودشناسی وخدا شناسی و فرهنگ شناسی است .ملتی که به این راحتی پا بر روی ارزشها و سرمایه های فرهنگی خود بگذارد . چگونه می تواند درس ایمان ،وطن پرستی  وشجاعت به آینده گانش بیاموزد. تصور کنید وقتی می خواهیم برای فرزندان این آب وخاک درس وطن پرستی و شجاعت ، بیاموزیم از چه کسانی می گوییم . آیا غیر این است که باید از قهرمانان و الگو های آن سرزمین باید بگوییم .آیا فلسفه آرامیدن شهدای گمنام بر بالای بلندیهای شهرهایمان چیزی غیر از این است که کودکانمان که روزها ی جهاد را درک نکرده اند بر عظمت فداکاری این شهیدان واقف گردانیم. اگر فردای روز و همین امروز نو جوانی و جوانی چنین بی حرمتی را در مورد شهدای وطن ببینند.چه  تصوری از جهاد و فداکاری در راه وطن خواهند داشت.

ذره ذره این خاک مقدس وطن را باید سرمه کرد وبر چشم کشید و من مطمئنم شفای درد هایماندر آن است . از این خاک پاکیزه باید مهر نماز ساخت بر جانمازی غرق در گل محمدی و عطر گلهای کاشان سجده عبودیت نهاد . از این خاک باید تسبیح ساخت و ذکر یا حسین گفت و بر شهیدان کربلا اشک ریخت . این خاک را باید به دست نسیم کوههای قافلان سپرد تا در گذر از میان آب و خاک این سرزمین سرود ایثار ،شهامت ، غیرت ، شهادت بر گوش مردمان بخوانند .

و باید بر آن میدان نبرد در آن کوههایی که سالیان سال ما را چون مادری بر آغوش خود در امنیت داشته است ،ایستاد و بر نغمه های بر آمده از خاکش ، باد و آبش گوش فراداد. خوب گوش کنید شما هم آنچه را که من شنیدم خواهید شنید . صدای غرش توپها و شلیک تفنگها را و گاهی چکاچک سرنیزه ها را در آن میان ، فریاد یا ابوالفضل یا حسین سروان مجتهدی و سایر همرزما نش را . غرش آن شیر مرد جوانی را که پیکر نیمه جان همرزمش را بر دوش گرفته و در پناه سینه سرزمین مادری اش می کشد. تا خصم خون آشام را دسترسی بر او نباشد . و آنگاه در گرماگرم نبرد لحظه ای می نشیند تا گوش بر آخرین گفته های همرزمش بسپارد که می گوید به مادرم ،به خواهرم  بگو برای حفظ ناموسم  جان خویش فدا کردم و اگر صد جان دیگر داشتم باز هم فدا می کردم .چه شباهت قریبی دارد این میدان جنگ به میدان کربلا یا حسین : پاک و پاکیزه انسانهایی با دستهایی خالی  با تفنگهایی که گلوله ای برای شلیک ندارد.در مقابل آخرین تکنولوژی جنگی زمان . این شهیدان فقط با نیروی ایمان خود جنگیدند. وجان خویش هدیه کردند بر آزادی و سر بلندی این سرزمین.

ای کاش می شد دسته جمعی، در آن مکان پاک ، حد اقل فاتحه ای بخوانیم به روح آزاده آن شهیدان



حسن گلمحمدی(golmohammadi )1390/4/6 - 10:38:13
حسن گل محمدی :
استاد محترم، جناب آقای اسدی
به خاطر عواطف پاک و احساسات میهن پرستانه تان به شما تبریک می گویم . برایم مایه افتخار است که دوستان و همشهریان فهیم و آگاهی همچون شما دارم.
ناگفته ها بسیار است و قطعا میدانم اگر اندکی از زوایای پنهان اجحاف تاریخی که مردم ایران در حق قهرمانان ملی و اعتقادی خود در اعصار گذشته و حال روا داشته سخن بگوییم سرها افکنده تر خواهند شد.
پس بگذار بماند.


استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
درج مطالب نویسندگان به منزله تأیید آن نیست. 0s