شکلات 4 - حماسه حسینی - اقدم
منبع : اقدم

متن شماره 9: شکلات 4 - حماسه حسینیبازدید کننده : 502 نفر

((شکلات: مجموعه نوشته هایی است برای تلطیف فسفرهای مغزمان))

حماسه حسینی

1- یادش بخیر بچه که بودیم هر روز محرم می رفتیم هیئت، چه عشقی داشتیم و چه شور وحالی ! عزاداری بود و شوق حضور.

2- جوانتر که شدیم، هیئت رفتنمان کمتر شد؛ یا شور هیئت کم شده بود، یا شور ما !

3- بزرگتر که شدیم هیئت گریزیمان بیشتر شد:  شور ما کم نشده بود. شور و حال هیئت جور دیگری شده بود. یا ما تازه آن روی سکه را می دیدیم! کم کم دلمان برای حسین و عزاداری مشتی تنگ می شد.دو سه تا تعزیه تلویزیونی کفاف دلمان را نمی داد. حسین را حس کرده بودیم و حس و حالی حسینی برای محرم می خواستیم. اما حکایت محرم و آنچه می دیدیم افسوس که حکایت آفتابه و لگن بود. دلمان شور و حال حسینی می خواست، اما فضا لبریز شده بود از کلیشه و انجماد و تکرار و ظاهر و تظاهر و .... ریا.

4- تا اینکه کتابی به دستمان افتاد به نام: حماسه حسینی.  خواندیم و لذت بردیم و اشک ریختیم و حال کردیم و ... حسینی شدیم.

5- ... وحالا هر سال بار دیگر حماسه حسینی را هر سه جلدش را می خوانم و درود می فرستم بر روح شهید مطهری. و افسوس می خورم بر سال هایی که صرف قیل و قال شد و حسین را لابلای آن قیل و قال گم کردم. بقول امام خمینی(ره):

از قال و قیل مدرسه حالی دلم گرفت/   یک چند نیز خدمت معشوق و می، کنم.

6-  در لابلای یا حسین گفتن های محرم نیم نگاهی هم به حماسه حسینی و البته حسین، وارث آدم دکتر شریعتی و ... -  بیندازید. اگر عاشق حسین هستید، و اگر حسین را می شناسید،آسمانی خواهید شد.



استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
درج مطالب نویسندگان به منزله تأیید آن نیست. 0s