شاید این جمعه بیاید، شاید - اقدم
منبع : نشریه گام

متن شماره 4: شاید این جمعه بیاید، شایدبازدید کننده : 545 نفر


آغاز کلام
مولای من ! آرزو داشتم مرا عبدالمهدی می نامیدند. دوست داشتم از همان اوّل اذان عشق تو را در گوشم زمزمه کرده بودند. ای کاش از ابتدا مرا برای تو نذر کرده، حلقه غلامیت را بر گوشم افکنده بودند! کاش کامم را با نام تو بر می داشتند و حِــرز تــو را همراه راهم می کردند!
مهدی جان! دوست داشتم با نام نامی تو زبان باز می کردم. ای کاش آن اوایل که زبان باز گشودم ، نزدیکانم مرا به گفتن «یا مهدی» وا می داشتند!
ای کاش مهد کودکم، مهد آشنایی با تو بود. کاشکی در کلاس اوّل دبستان، آموزگارم الفبای عشق تو را برایم هجّی می کرد و نام زیبای تو را سرمشق دفتر چه ی تکلیفم قرار می داد.
در دوره راهنمایی، هیچ مرا به خیمه تو راهنمایی نکرد.




در سالهای دبیرستان، کسی مرا با تو- که مدیر عالم امکان هستی – پیوند نزد.
در کتاب جغرافی ما، صحبتی از «ذی طُوی» و «رَضوی» نبود.
در کلاس تاریخ، کسی مرا با تاریخ غیبت، و غربت و تنهایی تو آشنا نساخت.
در درس دینی، به ما نگفتند «باب الله» و «دَیّان دین» حق تویی.
دریغ که در کلاس ادبیات، آداب ادب ورزی به ساحت قُدس تو را گوش زد نکردند!
افسوس که در کلاس نقاشی، چهره مهربان تو را برایم به تصویر نکشیدند!
چرا موضوع انشای ما ، بجای «علم بهتر است یا ثروت»، از تو و از ظهور تو و روشهای جلب رضایت تو نبود؟! مگر نه بی تو، نه علم خوب است نه ثروت؟
کاش در کنار زبان بیگانه ، زبان گفتگو با تو را نیز- که آشناترین و دیرین ترین مونس فطرتهای بشر است – به ما می آموختند! ای کاش – وقتی برای آموختن یک زبان خارجی به زحمت می افتادم- به من می گفتند: او تمامی زبان ها و گویش ها و لهجه ها ... و حتی زبان پرندگان را می داند و می شناسد.
در زنگ شیمی وقتی سخن از چرخش الکترون ها به دور هسته ی اتم به میان می آمد – اشارتی کافی بود تا من بفهمم تمام عالم هستی و ما سوا ی الله به گرد وجود شریف تو می چرخند.
ای کاش در کنار انواع و اقسام فرمولهای پیچیده ریاضی، فیزیک و شیمی، فرمول ساده ارتباط با تورا نیز به من یاد می دادند.
یادم نمی رود از کتاب فارسی ، حکایت آن حکیم را که گذرش به قبرستان شهری افتاد. او با کمال تعجّب دید، بر روی همه سنگ قبرها ، سنّ فوت شدگان را 3، 4، 7 سال و مانند آن نوشته اند. پرسید: آیا اینان همگی در طفولیت از دنیا رفته اند؟ گفتند اینجا، سنّ هرکس را معادل سال های از عمرش که در پی کسب علم بوده است محاسبه می کنند.
کاش آن روز دبیر ادبیات ما گریزی به حدیث معرفت امام می زد و می گفت که در تفکر شیعی، حیات حقیقی در توجه به امام عصر (ع) و معرفت و محبت و مودّت او و مهم تر از آن برائت از دشمنان او معنا می شود.
درس فیزیک، قوانین شکست نور را به من می آموخت؛ ولی نفهمیدم «نور خدا»تویی و مقصود از « یهدی الله لِنورِه من یَشاء». از سرعت سرسام اور نور (300 هزار کیلو متر در ثانیه ) برایم گفتند؛ امّا اشاره نکردند شعاع دید امام معصوم تا کجاست و نگفتند امام در یک لحظه می تواند تمام عوالم و کهکشان ها را از نظر بگذراند از احوال همه ی ساکنان زمین و آسمان با خبر شود.
مولای من ! در دانشگاه هم کسی برایم از تو سخن نگفت؛ پرچمی به نام تو برافراشته نبود؛ کسی بسوی تو دعوت نمی کرد؛ هیچ استادی برایم اوصاف تو را بیان نکرد.کارکرد دروس معارف اسلامی و تاریخ اسلام؛ جبران کسری معّدل دانشجویان بود؛ نه اینکه از تبلیغات مذهبی، نشست های فرهنگی، نماز جماعت، اردوهای سیاحتی زیارتی، مسابقات قرآن و نهج البلاغه و... خبری نباشد......کم و بیش یافت می شد؛ امّا در همین عرصه ها نیز تو سهمی نداشتی و غریب و مظلوم و « از یاد رفته» بودی.
پس از فراغت از تحصیل نیز، اداره ی زندگی و دغدغه معاش ، مجالی برای فکر کردن راجع به تو برایم باقی نگذاشت!
اینک امّا، درعمق ضمیر خود ، تو را یافته ام؛ چندی است با دیده ی دل تو را پیدا کرده ام؛ در قلب خویش گرمای حضورت را با تمام وجود حس می کنم؛ گویی دوباره متولّد شده ام. تعارف بردار نیست. زندگی بدون تو- که امام عصر و پدر زمانه ای-«مُردگی» است و اگر کسی هم چون من ، پس از عمری غفلت به تو رسید، حق دارد احساس تولدی دوباره کند؛ حق دارد از تو بخواهد از این پس او را رها نکنی و در فتنه ها و ابتلائات آخرالزّمان از او دست گیری؛ حق دارد به شکرانه این نعمت ، پیشانی ادب بر خاک بساید و با خود زمزمه کند:
اللهمَّ عَجِّل لِوَلیّکَالفَرَج
صلّی الله عَلَیکَ یا ولیَّ العَصرِ ادرکنا
السَّلامُ عَلَیکَ یا صاحب الزَّمان



ساوالان آذرنیا : 1389/9/11 - 23:25:15
آقای اقدم:
انشاالله ازیاران امام زمان باشی، لذت بردم ازنوشته ات.


اسماعیل : 1389/9/14 - 11:20:37
عبدالله یا عبدالمهدی!!!!
سئوگی و دویغوداندا یازاندا گرک فیکیر ائلیه ک کی نه یازیریق.


استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
درج مطالب نویسندگان به منزله تأیید آن نیست. 0s